تبلیغات
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک - سخنی با همكاران پزشك (2)
 
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک
جمعه 10 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : علی رسولی یزدی

بسمه تعالی

سخنی با همكاران پزشك (2)

پس از مقاله قبلی در این مورد كه در بهمن ماه 93 درج كردم ، اینك قسمت دوم آن را به حضور همكاران و خوانندگان عزیز تقدیم می دارم.

همانطور كه در مقاله قبلی گفته شد ، انسانهای امروز در محاصره انبوهی از عوامل بیماریزا و آسیب رسان به سلامت زندگی می كنند و آنچنان این عوامل به عنوان اجزاء غیر قابل جدایی از علم و فن آوری و زندگی مدرن شناخته شده اند كه كسی به نبودن آنها و رفع مزاحمت آنها فكر نمی كند و دو نمونه سیگار و مواد غذایی عامل دیابت را گفتم و البته موارد بسیار دیگری می توان ذكر كرد.در كتابهای پزشكی از عوامل متعدد محیطی كه بیماریزا و آسیب رسان هستند نام برده شده است ، از جمله انواع مواد شیمیایی و فاضلابهای صنعتی ، اشعه های رادیواكتیو و دیگر امواج الكترومغناطیسی ساخت بشر ، تغییرات آب و هوایی ساخته بشر كه باعث به هم ریختن تعادل محیط زیست طبیعی می شود انگار بشر مدرن با هرچه طبیعی است مخالف است و آن را مانع پیشرفت و تمدن می داند!! مثل آلودگی هوا با انواع آلایندهای كارخانه ها و خودرو ها و غیره ،آلودگی آب های سطحی و زیرزمینی با انواع مواد شیمیایی و میكروبی ، آلودگی محصولات كشاورزی از زمین با آب های آلوده و از هوا با سموم دفع آفات كه مثلاً آفت های كشاورزی را از بین برده و به جای آنها سموم كشنده و سرطانزا بر گیاهان بپاشند!! و نیز میكروب ها و ویروس های ساخته بشر ( مثل آنفلوانزای پرندگان وابولا و ... )و تغییرات در نظام خانواده و فشارهای عصبی و روحی و دور شدن از معنویت و اخلاق و موارد بسیار دیگر.

نقش پزشكان و خدمتگزاران سلامت در اینجا چیست ؟ آیا فقط موعظه كردن و گفتن اینكه فلان ماده غذایی یا شیمیایی آسیب رسان است و مواظب باشید بیمار نشوید ؟ مثل اینكه در جاده یا خیابانی چاهی عمیق حفر شود و عده ای فقط به مردم بگویند مواظب باشید در چاه نیافتید و هیچكس نتواند به چاه كن بگوید چاه را پر كن !!

آیا این درست است كه مردم در محاصره انبوه عوامل بیماریزا و آسیب رسان زندگی كنند و ما فقط به مطالعه و بحث علمی راجع به انواع امراض جدید و قدیم و به قول خودمان «كیس ها یا Cases» بپردازیم و افتخارات خود را در كنفرانس ها و همایش ها به رخ یكدیگر بكشیم و صفحات مقالات خود را پر كنیم تا درجات علمی بگیریم و ...؟ پس نقش بازدارنده ما كجاست ؟ چه نقشی در حفظ سلامت عمومی داریم ؟

آیا این درست است كه انبوهی درمانگاه و مطب و مؤسسات پزشكی و بیمارستان خصوصی با هدف كسب سود و درآمد تأسیس كنیم و به بركت وجود انبوه بیماران در جامعه ، درآمد و سود و زیان ماهانه و سالانه خود را بشماریم و افزایش قیمت سهام و تراز مالی و جلب مشتری بیشتر (یعنی بیمار) و بازاریابی و ...؟

كدامیك از این كارها با روح طبابت و خدمت به سلامت مردم سازگار است؟ اگر ابن سینا و زكریای رازی و اسماعیل جرجانی و خواجه نصیر طوسی و بقراط حكیم و دیگر بزرگان علم طب زنده می شدند و وضع كنونی ما را می دیدند چه می گفتند ؟ آیا آشفته و ناراحت نمی شدند ؟ البته هنوز هم در این بازار آشفته پزشكانی هستند كه واقعاً به بیماران خدمت می كنند و در شرایط نه چندان مساعد در مراكز دولتی و شهرهای مختلف مشغول انجام خدمات پزشكی هستند و بهره مادی چندانی هم ندارند كه باید از آنها قدردانی كرد. متأسفانه شرایط موجود پس از مدتی برخی از همین پزشكان فعال و خادم را نیز به فكر سود و درآمد فراوان و مهاجرت به كلانشهرهاو خرید سهام بیمارستان خصوصی و حتی مهاجرت به كشورهای دیگر می اندازد (كه اكنون كشور كانادا قبله آمال بسیاری نخبگان و دانش آموختگان شده است) و این واقعاً یك مصیبت است.

دوستان و همكاران گرامی : آیا ما از مسائل اساسی كشور خود جدا هستیم و فقط هدفمان گردش كار مطب و درمانگاه و بیمارستان و مؤسسه و حجم درآمد حاصله است ؟ پس از آنكه درآمد مورد نظرمان به دست آمد ( كه البته هیچوقت هم راضی نیستیم و همیشه می گوییم كارمان كساد است و درآمد نداریم و ...)، با درآمد فراوان چه خواهیم كرد ؟ آیا به دنبال  خیر و سعادت دنیا و آخرت می رویم یا به دنبال هرچه بیشتر خرج كردن تا بگوییم ما پزشك هستیم و زیاد داریم (به قول ضرب المثل دارندگی و برازندگی)؟ آیا به دنبال سفرهای تفریحی پر خرج و خوشگذرانی در كشورهای دیگر می رویم كه آژانس های مسافرتی كیسه دوخته و مرتب تبلیغ كنند و پیامك بفرستند كه تور فلان كشور ویژه پزشكان ؟

آیا با كسب درآمد های سرشار به دنبال خریدن خانه های گرانقیمت (نه یكی بلكه چند تا) در برج ها و مجموعه های عظیم مسكونی یا مجموعه های تفریحی در شمال كشور می رویم و پول های به دست آمده از هزینه درمان بیماری های مردم را به جیب برج سازان و بساز و بفروش ها و حتی زمینخواران می ریزیم ؟ یا به دنبال خرید خودروهای گرانقیمت وارداتی می رویم تا ارز بیشتری از كشور خارج شود و به خودروهای گرانقیمت و شیك خود افتخار كنیم؟

یا خرج خرید كالاهای گرانقیمت اكثراً وارداتی چون كفش و لباس و وسائل منزل و غیره برای خانواده خود یا هدیه دادن به دیگران به مناسبت ها می كنیم ؟ یا خرج فرستادن فرزندان به خارج از كشور برای تحصیل یا كار یا تفریح و خارج كردن پول ملی و ارز از كشور؟  (اقرار می كنم كه این بنده هیچیك از این موارد را ندارم).

آیا ما پزشكان به دانسته های خود هم عمل می كنیم ؟ چه تعداد از ما پزشكان عادت به مصرف سیگار داشتیم یا داریم در حالی كه از انبوه آسیب های وارده سیگار به قلب و ریه آگاه هستیم و در واقع عالمی هستیم بدون عمل؟ آیا می خواهیم فقط یك پزشك ماشینی باشیم یا یك حكیم و طبیب ؟ تا چه اندازه سعی كرده ایم به حكمت و معرفت نزدیك شویم یا اصلاً به آن فكر كرده ایم ؟ رفتارهای ما تا چه اندازه به طبیب و حكیم بودن شبیه است یا متفاوت ؟ گاهی در گردهمایی ها مشاهده می كنم كه وضع رفتار ظاهری و لباس پوشیدن و صحبت كردن و قضاوت برخی از همكاران تناسبی با پزشك بودن ندارد و به اشخاص عامی بیشتر شبیه است كه تقصیر را متوجه دانشكده های پزشكی می دانم كه به اخلاق و معنویت و معرفت هیچ توجهی ندارند و فقط به تدریس و امتحان از كتابها و منابع درسی و نمره اهمیت می دهند.ما پزشكان باید علاوه بر درس طبابت ، درس خداشناسی و معرفت و اخلاق و دین هم آموخته باشیم و بتوانیم در كنار درك دردها و ناراحتی های جسمی انسانها ، به روح و باطن انسانها هم توجه داشته باشیم و دانسته های ما فقط محدود به بافت هاو سلول ها و مولكول ها و واكنش های بیوشیمیایی نباشد . به تهذیب و نفس و پرورش روحی و معنوی خود اهمیت بدهیم و فكر و رفتارمان چون یك حكیم خردمند و دانا باشد و در تعامل با بیماران جنبه های روحی و نفسانی را هم مورد توجه قرار دهیم ، نه فقط یك سئوال كننده و معاینه كننده و نسخه نویس و عمل كننده (جراح).

در سطور قبل اشاره كردم كه آیا ما از مسائل اساسی جامعه و كشور خود جدا هستیم و باصطلاح كاری به سیاست نداریم ؟ آیا كشور ما ایران اكنون درگیر با دشمنی و كارشكنی و اعمال تخریبی آمریكا و دوستانش هست یا نیست ؟ مقام بزرگوار رهبری بارها گفتند كه آمریكا دشمن ملت و نظام ما است كه اخیراً نیز در دیدار با كارگران اشاره كردند.آیا ما پزشكان هم آمریكا را دشمن می دانیم یا نه ؟ این بنده كه نشانه ای  نمی بینم . تمام توجه علمی و آموزشی ما به آمریكا است. كتاب ها و مجلات مرجع پزشكی ما (همان كه می گوییم text books یا References)اكثراً ، شاید هم همگی آمریكایی هستند. ما خود را مؤظف می دانیم خط به خط كتابهای هاریسون و سیسیل (طب داخلی) ، نلسون (طب اطفال) ، شوارتز و سابیستون (جراحی عمومی ) ، كمپل (اورولوژی و اورتوپدی) ، براون والد (قلب و عروق) ، نوواك (زنان و زایمان) ، كاپلان-سادوك (روانپزشكی)و سایر مراجع تخصص های دیگر كه همگی آمریكایی هستند ، حفظ كنیم و در عمل به اجرا درآوریم.ما مرتب به دنبال مقالات جدید از مجلات (به قول خودمان ژورنال های ) آمریكایی هستیم تا با افتخار آنها را در جلسات و كنفرانس ها مطرح كنیم.بسیاری از نتیجه گیری ها و قضاوت ها و آمارهای این كتاب ها و مجلات مربوط به جامعه آمریكا و جوامع مشابه است و قابل تطبیق با جامعه ما و خیلی جوامع دیگر نیست.بسیاری از خطوط انبوه و بیشمار این كتاب ها فقط آمار گیری های مختلف و گزارشات مطالعات انبوه و نتیجه گیری های غیرقطعی و مبهم است و ما چقدر خود را برای حفظ اینها و نمره گرفتن در امتحانات دوره عمومی و بورد تخصصی به زحمت شدید انداخته ایم و می اندازیم.آیا اول و آخر علم پزشكی همین است ؟ اگر حاكمیت آمریكا با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی دشمنی دارد ، آیا آموزه های علمی و پزشكی اش می تواند برای ما مفید و ثمربخش و نجات بخش باشد یا فقط نتیجه اش مصرف انبوه دارو های شیمیایی و  گرفتاریهای ثانوی و روشهای پر هزینه تشخیصی و درمانی است ؟ یا حتی افزودن بیماریهای جدید به امراض موجود؟

وقت آن رسیده است كه نگاه بومی و ملی به موضوع پزشكی و سلامت را جایگزین نگاه آمریكایی كنیم.كتاب های پزشكی را خودمان بنویسیم و مطمئناً كار سختی نیست و با اینهمه پزشك و استاد امكان پذیر خواهد بود.خودمان تحقیقات پزشكی انجام دهیم و اینقدر به دنبال نتیجه گیری آسان و فوری در كسب مقام علمی و درآمد بالا و رفاه مادی نباشیم.به ریشه یابی بیماریها بپردازیم و هدفمان این باشد كه مردم سالم زندگی كنند و سالم بمانند ، نه اینكه به قول برخی مردم مریض هایمان زیاد شوند (در واقع درآمدمان زیاد شود). انشاء الله بقیه مطالب بماند برای مقاله بعدی.

والسّلام علی من اتّبع الهدی 

10 اردیبهشت ماه 1395





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:27 ق.ظ
Hi, I do believe this is a great blog. I stumbledupon it
;) I may come back once again since I bookmarked it.
Money and freedom is the best way to change, may you be
rich and continue to guide other people.
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:44 ب.ظ
First off I would like to say fantastic blog! I had a quick
question that I'd like to ask if you do not mind. I was
curious to find out how you center yourself
and clear your mind before writing. I have had a hard
time clearing my mind in getting my ideas out. I truly do enjoy writing but it just seems like the
first 10 to 15 minutes are usually wasted just
trying to figure out how to begin. Any suggestions
or hints? Thank you!
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:45 ب.ظ
Hello there! This is kind of off topic but I need some
advice from an established blog. Is it very difficult to set up your own blog?
I'm not very techincal but I can figure things out pretty fast.

I'm thinking about creating my own but I'm not sure where to begin. Do you have any tips
or suggestions? Appreciate it
جمعه 13 مرداد 1396 04:46 ب.ظ
I pay a visit day-to-day a few websites and sites to read articles, however this website presents quality based posts.
دوشنبه 28 فروردین 1396 05:05 ق.ظ
Pretty nice post. I simply stumbled upon your weblog and wished to
mention that I have truly loved surfing around your blog posts.
After all I will be subscribing to your feed and I'm hoping you write again soon!
سه شنبه 22 فروردین 1396 02:45 ق.ظ
Your style is unique compared to other people I've read stuff from.
I appreciate you for posting when you've got the opportunity, Guess I will just book mark this page.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :