تبلیغات
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک - نگاهی به آسیب شناسی فرهنگی و اجتماعی(5)
 
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک

بسمه تعالی

نگاهی به آسیب شناسی فرهنگی و اجتماعی(5)

و اینک در ادامه مباحث قبلی آسیب شناسی فرهنگی به نمونه هایی از انحرافات و کج رویهای رفتاری و اجتماعی اشاره خواهم کرد.در بحث قبلی ذکر شد که بخشی از افراد جامعه تنها به خود می اندیشند و در برابر انحرافات و مفاسد آشکار و پنهان اجتماعی و اخلاقی بی تفاوت هستند.این بی تفاوتی گاهی به علت فردگرایی مطلق است که شخص فقط خود را می بیند و می شناسد و بس ؛ و گاهی هم به علت ترس از به خطر افتادن جان و مال و زندگی روزمره است (به عبارتی محافظه کاری) و گاهی هم از آنجا منشأ می گیرد که در مکتب سرمایه داری و لیبرالیسم اینگونه اتفاقات عادی و طبیعی شمرده می شوند،مانند اینکه تصادفات رانندگی عادی شمرده شوند. حقیقت این است که نظام سرمایه داری و تفکر لیبرالیسم نه تنها بشر را خوشبخت و آسوده نکرد،بلکه حجم عظیمی از مفاسد و تباهی ها و مصیبت های فردی و اجتماعی را به بشر تحمیل کرد و ریشه اکثریت گرفتاریها ، جنگ ها،مفاسد اخلاقی ، بیماریهای جسمی و روانی، جرم ها و جنایت ها و دیگر مشکلات بزرگ انسان امروز همین نظام سرمایه داری و لیبرالیسم است.به نمونه هایی از مصیبت ها و مشکلات اجتماعی که نگاه کنیم رد پای این مکتب پلید و ویرانگر را درآن می بینیم.در یکی از مقالات دو سال پیش به یک آفت و مصیبت اجتماعی به نام شتاب و عجله اشاره کردم که در تاریخ 19 آذر 93 نگاشته بودم.اکنون نگاهی به شهرهایمان بکنیم و ببینیم چه وقایع و پدیده هایی دیده می شوند.یک مصیبت بزرگ که متأسفانه در کشور ما ایران و بخصوص در تهران و اطراف تهران و کلانشهرها بارزتر است ، موضوع چگونگی رانندگی مردم است.نه اینکه همه مردم چنین ناهنجار با خودروها رانندگی کنند، با وجود این تعداد افرادی که ناهنجار رانندگی می کنند کم نیست که زیاد هم هست.خودرو و رانندگی از پدیده های دنیای غرب است که حاصل فن آوری و تکنولوژی مدرن است و همان سازندگان این تکنولوژی، قواعد و قوانین استفاده از آن را هم تعیین کرده اند که ما ایرانیان فقط خودرو را خواستیم و قواعد و قوانین آن را نخواستیم.این ناهنجاری در رفتارهای رانندگی آنچنان نهادینه شده است که دیگر نمی توان از قانون و نظم صحبت کرد. موارد آن هم آنقدر زیاد است که بتوان درباره آن کتاب نوشت.

فرض کنیم در کتاب آیین نامه نوشته است سبقت از دست راست ممنوع است و محل سبقت آخرین خط سمت چپ خیابان یا بزرگراه است ، آنچه در واقعیت می گذرد چیست؟ سبقت از هر نقطه و در هر شرایط بدون هیچ قانون.سبقت از دست راست که دیگر به صورت عادت و سنت درآمده است و در حال رانندگی نه تنها باید مراقب سمت چپ باشیم،بلکه باید مراقب سمت راست هم باشیم.توجه به جلو یک نکته قانونی دیگر است، اما آیا می توانیم فقط به جلوی خود توجه کنیم؟ اکنون نه تنها مراقب جلو بلکه باید مراقب عقب خود هم باشیم، چرا که هر لحظه یک آدم بشدت عصبانی و در حال عجله ممکن است پشت خودرو ما چسبیده باشد و اگر نتوانیم راهش را باز کنیم، بدترین برخوردها را با ما خواهد کرد.حفظ فاصله با خودرو جلویی نیز یک قانون است ولی کجا؟ هر لحظه ممکن است خودرویی پشت سر خودرو دیگر تقریباً به حالت چسبیده باشد تا در یک لحظه از چپ یا راست او سبقت بگیرد.حفظ فاصله عرضی و حرکت بین خطوط هم یک قانون است ولی کجا؟ به هنگام ترافیک آنچنان خودروها به هم نزدیک می شوند یا از چپ به راست یا از راست به چپ و از لابلای یکدیگر جای خود را عوض می کنند که یک حرکت کوچک باعث کشیده شدن بدنه خودرو ها به هم می شود و باز هم توقف و دعوای رانندگان و ... در بزرگراهها برخی اشخاص بی عقل و بی قانون عادت کرده اند از لای دو خودرو سبقت بگیرند که فقط یک تماس کوچک کافی است تا باعث تصادفات بزرگ زنجیره ای شود.سبقت گرفتن در حال تغییر جهت و در پیچ ها ممنوع است ولی کجا؟ ما در حال رانندگی در حال پیچیدن و دور زدن هم باید نگران افرادی باشیم که می خواهند زرنگ تر باشند و در همان حال از ما سبقت بگیرند،به هنگام ورود از خیابانی به خیابانی دیگر(گردش به راست یا چپ) یا از اتوبان به خروجی یا از ورودی به اتوبان هم باید نگران خودروهایی باشیم که می خواهند سریع تر از ما و موازی با ما همین تغییر مسیر را بدهند(در حال پیچیدن سبقت بگیرند). در خط وسط یا خط سمت چپ خیابان رانندگی می کنیم و از خودرویی که آهسته در سمت راست ما حرکت می کند سبقت می گیریم، ناگهان فرد بسیار زرنگی از سمت راست ما و از بین خودرو ما و خودرو سمت راست بسرعت و به شکل مایل مثل آرتیست ها سبقت می گیرد.همیشه گفته بودند خط سمت چپ خیابان برای سبقت است و خط سمت راست برای حرکت کند یا توقف،اکنون در خط سمت راست بآهستگی حرکت می کنیم تا در نقطه ای توقف کنیم یا به راست بپیچیم، ناگهان یک راننده دیوانه از منتهی الیه سمت چپ با سرعت زیاد خودرو را به سمت راست رسانده و پشت سر ما قرار گرفته و با عصبانیت شدید و بوق و علامت می خواهد که راه او را برای سبقت از آخرین حد سمت راست خیابان باز کنیم!! بعضی رانندگان عادت کرده اند که در یک خط حرکت نکنند و بطور پیوسته مسیر خود را از وسط به چپ و راست خیابان تغییر دهند (حرکات مارپیچی)و خلاصه از هر جایی که بشود بسرعت از لابلای همه خودروها سبقت گرفت.گاهی وسط خیابان ها اشخاص پیاده می خواهند عبور کنند و رانندگانی با سرعت و بیرحمی تمام از کنار آنها رد می شوند بدون اینکه به آنها اجازه عبور از عرض را بدهند و هر لحظه ممکن تصادفی شدید و مرگبار با پیاده ها اتفاق افتد. در کتاب آیین نامه حداکثر سرعت در خیابانهای شهرها را 50 کیلومتر در ساعت ذکر کرده ولی کجا؟ آنچه که هرروز می بینیم این است که گویا حداکثری برای سرعت وجود ندارد، بخصوص که خیابانهای اصلی اکثر شهرها را پهن کرده اند و به صورت بزرگراه درآورده اند، در این خیابانها حداکثر سرعت چقدر است؟ هرچقدر که زور و قلدری رانندگان تعیین کند،70 یا 80 یا 90 یا 100 یا 120 یا بالاتر!! اگر بخواهیم در خیابانی با حداکثر سرعت 50 برانیم، ناگهان با چندین خودرو مواجه می شویم که از چپ و راست ما می خواهند با هر سرعت بالای ممکن عبور کنند و شاید در دل خود به ما فحش هم می دهند(گاهی هم علنی از پنجره خودرو فحش و فریاد خشم آلودشان را می شنویم).در این میان سبقت های خطرناک هم می گیرند که هر لحظه تصور می کنیم ممکن است با خودروی جهت مخالف (روبرو) تصادفی شدید اتفاق بیافتد و از این تصادفات هم فراوان اتفاق می افتد، اساساً گویا رسم اکثر رانندگان این است که حتماً باید در هر شرایطی سبقت بگیرند و نباید هیچ خودرویی جلوتر از آنها حرکت کند.باز هم بگویم از رفتارهای رانندگی؛ توقف دوبله در خیابانها، بطوری که برخی عادت کرده اند به محض اراده بر توقف برای خرید یا هرکار دیگر،در هر نقطه ممکن خودرو را نگه دارند ولو اینکه سد معبر کنند یا دوبله پارک کنند و خیابان را تنگ تر کنند و کار دیگر مردم را مشکل تر.این پدیده هم آنقدر تکرار شده که به صورت عادی درآمده است و اگر اعتراض کنیم چه بسا مورد حمله و فحش و دعوا قرار گیریم(اشاره کنم به مقاله قبل در مورد رفت و آمدهای بیهوده و بیش از حد در خیابانها). افرادی هم هستند که تحمل ایستادن پشت چراغ قرمز را ندارند و به خودرو های جلو خود فشار می آورند که راه آنها را برای عبور از چراغ قرمز باز کنند!! برخی رانندگان برای سرعت و سبقت هیچ مانع و حدی نمی شناسند، مثلاً در خیابانهای با شیب تند(سربالایی یا سرازیری تند که در تهران فراوان است) که نمی توان چون خیابانهای مسطح براحتی رانندگی کرد و بناچار باید سرعت را کم کرد،همچنین در جاده های کوهستانی با همین شرایط، باز هم گروهی از رانندگان با بیشترین سرعت ممکن می خواهند از همه سبقت بگیرند!! ظاهراً برای این افراد حادثه و تصادف نه برای خودشان اهمیتی دارد نه برای دیگران.

این ناهنجاریها و زشتی های رفتاری که ذکر کردم گروه مشخصی از مردم را شامل نمی شود. بخش قابل توجهی از اینها افراد عمدتاً جوان هستند که تحت تأثیر شبکه های ماهواره ای و موسیقی های تند و هیجانی چون رپ و راک و مواد مخدر و روانگردان  یا بازی های کامپیوتری خشن و پرهیجان قرار دارند و اساساً ساختار روحی و ذهنی آنها بر هیجان و سرعت زیاد و خشونت ساخته شده و تربیت اخلاقی صحیح نداشته اند و چه بسا خانواده درستی هم نداشته اند (چون فرزندان طلاق و تک والد و بد سرپرست)، اینجاست که بزرگترها مقصرند که باعث گمراهی و انحراف این جوانان شده اند و بخشی قابل توجهی از این جوانان هم از خانواده های بسیار ثروتمند هستند.آنها دچار « جنون وعشق سرعت » هستند.گروهی دیگر افراد میانسال و مسنی هستند که از جوانی خود در دوران پهلوی به این عادت های ناپسند و ناهنجار آلوده شده بودند و گذشت سن هم آنان را تغییر نداده است ( در گذشته های دور هم همین رفتارها را می دیدم). گروهی هم برخی رانندگان حرفه ای هستند که محل کسب و کارشان همین رانندگی است و به علت وضع نابسامان شغلی و درآمد ناکافی و هزینه های زیاد زندگی دائم در نگرانی از کسب درآمد هستند و بخصوص با مواجه شدن با ترافیک و شلوغی تحمل خود را از دست می دهند و نمی توانند درست رانندگی کنند (مسئله زمان برایشان خیلی مهم است). گروهی دیگر نیز اشخاصی هستند که به دلیل ناراحتی ها و تألمات روحی و عصبی ناشی از مسائل و مشکلات زندگی (مانند اختلافات خانوادگی و درگیری های شغلی و غیره) تحمل خود را از دست می دهند و اقدام به رانندگی های ناهنجار می کنند. گروه دیگری هم هستند (که برخی از آنان جزء همان گروه اول هستند)که به علت مصرف الکل و مواد مخدر و داروهای روانگردان تعادل روحی و عصبی خود را از دست داده اند یا از بیماران روانی هستند و دیگر هیچ رفتارشان عادی نیست. یک دلیل دیگر هم مربوط به خودروهای جدید و مدرن می شود که شتاب زیادی دارند و خیلی زود به سرعت های بالا می رسند و افرادی که با این خودروها رانندگی می کنند تحمل سرعت کم را ندارند.

از همه اینها که بگذریم مسئله دیگری است و آن یک بدآموزی فرهنگی قدیمی و جاافتاده که از دوران پهلوی بوده است و آن اینکه «باید زرنگ باشی تا کلاه سرت نگذارند» ، «نباید دیگران از تو جلو بیافتند» ، «فقط به خودت فکر کن،مردم را بی خیال» و ...اینکه انسان باید مراقب باشد تا فریب نخورد و به دام نیافتد کاملاً درست است و آموزه های دینی هم همین را می گویند،متأسفانه کسانی که فرهنگ ذکر شده را در ما رواج دادند،منظور دیگری داشتند و آن اینکه هر شخصی فقط به فکر خود باشد و به حقوق دیگران توجه نکند و براحتی قوانین و هنجارهای اجتماعی را فقط برای رسیدن به خواسته خود زیر پا گذارد و نتیجه چنین تفکری این است که افراد جامعه را به گرگهایی تبدیل کند که برای رسیدن به طعمه و دریدن با هم مسابقه گذارند.چنین طرز فکری منجر به انبوهی از رفتارهای زشت و ناهنجار می شود که فقط مربوط به رانندگی نیست، بلکه رفتارهای رانندگی یک نمود آشکار از رفتارهای اجتماعی و روحیات و اخلاقیات فردی است.این رفتارها در فعالیتهای اقتصادی و تجاری به شکل های دیگری خود را نشان می دهد که در آنجا هم مثل رانندگی همه می خواهند در به دست آوردن پول و منافع بیشتر از هم سبقت بگیرند.در رفتارهای روزمره فردی و اجتماعی هم خود را نشان می دهد (بیاد می آورم در صف های خرید کالاها در دهه شصت چه رفتارها و اتفاقات عجیبی می افتاد و مثلاً بر سر زرنگی در ایستادن در صف گوشت وبرنج و تخم مرغ و ... چه صحنه های عجیب و خنده آور و در عین حال تأسف آوری از درگیری ها و دعواها پیش می آمد که منحصر به صف های خرید نبود و در صف بانک و اداره و تلفن عمومی و غیره هم همین درگیری ها را می دیدم). همین افرادی که در رانندگی اینقدر عجله و شتاب دارند ،گاهی در حوادث اجتماعی می بینیم و می شنویم که بر سر یک موضوع ساده و کم اهمیت و یک اختلاف با دوست یا همکار یا همسایه یا خانواده اقدام به دعوا و کتک کاری کرده اند و حتی مرتکب قتل و جنایت هم شده اند.این چه فرهنگی است که به مردم ما تحمیل شده است؟ این تحمیل شتاب و عجله و بی صبری به افراد انسانی خلاف تعالیم عالیه اسلام است که انسان ها را به طمأنینه و آرامش دعوت می کند و بی صبری و عجله را از صفات شیطان می داند. 

نظام و مکتب سرمایه داری و لیبرالیسم حاکم بر جهان بر اساس همین عجله و شتاب زیاد و نداشتن صبر و تحمل بنا شده است و سود و درآمد را دقیقه ای و ثانیه ای حساب می کند.ممکن است عده ای از خوانندگان این مطالب برایشان سئوال مطرح شود که اگر چنین است ، پس چرا در کشورهای اروپایی چنین رفتارهای ناهنجار در رانندگی و دیگر موارد دیده نمی شود و مردم آن کشورها به نظم و قوانین اجتماعی خود پایبند هستند؟ بله در آن کشورها زمامداران می خواهند نظم جامعه خودشان حفظ شود و به هرج و مرج و ناامنی کشیده نشود(که البته برای ما طور دیگری می خواهند).آنها قوانین و مقررات سخت همراه با مجازات هایی برای زیر پا گذاشتن آن قوانین برپا کرده اند و مردم هم در طی چند نسل کاملاً این نظم و قانونمندی را پذیرفته اند و همه از این نظم سود می برند (اگر همه ما هم پایبند به نظم بودیم نه تنها ضرر نمی کردیم ،بلکه سود هم می بردیم).در سایه این نظم دقیق، سرمایه داران حاکم بر آن کشورها هم بردوش مردم سوارند و سودهای کلان خود را می برند و سلطه خود را حفظ می کنند.آنها هرج و مرج و جنگ و ناامنی و بی نظمی و بی قانونی را به بیرون از کشورهای خود برده اند و کشورها و ملت های تحت ستم و استثمار شده هستند که در آتش جنگ و فقر و ناامنی می سوزند (مثل عراق و سوریه و فلسطین و کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین و غیره)تا آنها در بهشت زمینی خود آسوده زندگی کنند.اگر هم روزی برسد که مردم کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی را از قید قوانین و نظم اجتماعی آزادکنند،آنگاه ببینیم چه حوادث واتفاقات عجیبی در آن کشورها می افتد و چه هرج و مرج و کتک کاری ها و دعواهایی پیش می آید،حتی بدتر از آنچه در کشور خود دیده ایم.ادامه بحث باشد برای مقاله بعد.

والسلام علی من اتبع الهدی 16 آذر 1395





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:11 ق.ظ
Howdy this is somewhat of off topic but I was wanting to know if blogs use
WYSIWYG editors or if you have to manually code with HTML.
I'm starting a blog soon but have no coding expertise so I wanted to get guidance from someone with experience.
Any help would be enormously appreciated!
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:45 ب.ظ
great issues altogether, you just gained a brand
new reader. What would you suggest in regards to your submit that you just made a few days ago?
Any sure?
شنبه 14 مرداد 1396 07:42 ب.ظ
Please let me know if you're looking for a article writer for your
weblog. You have some really good posts and I feel I would be a good asset.
If you ever want to take some of the load off, I'd really like to write some articles for your blog in exchange
for a link back to mine. Please send me an email if interested.

Cheers!
جمعه 13 مرداد 1396 05:03 ب.ظ
Pretty! This has been a really wonderful post. Thank you
for supplying these details.
یکشنبه 8 مرداد 1396 01:14 ق.ظ
Incredible quest there. What happened after?
Good luck!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:49 ق.ظ
Hello colleagues, its wonderful article on the topic of educationand entirely defined,
keep it up all the time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :