تبلیغات
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک - نگاهی به آسیب شناسی فرهنگی و اجتماعی(6)
 
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک

بسمه تعالی

نگاهی به آسیب شناسی فرهنگی و اجتماعی (6)

و اینک سالی دیگر و شروعی دیگر آغاز می کنیم با آغاز سال 1396.بدین مناسبت شروع سال نو و عید نوروز گذشته و نیز روز تولد امیرالمؤمنین ، حضرت علی (ع) را به خوانندگان گرامی و مردم ایران تبریک می گویم و سالی خوش و موفقیت آمیز برای همگان آرزو می نمایم.در طی روزهای گذشته خوانندگان بسیاری از وبلاگ اینجانب بازدید کردند و بسیاری از آنان نیز نظرات خود را ارسال نمودند که با توجه به اینکه فرصت پاسخگویی به یکایک همه را نداشتم ، توسط همین مقاله از همگی خوانندگان گرامی و ابراز لطف آنان تشکر می کنم و برای همگی آرزوی سلامت و موفقیت در زندگی می نمایم.انشاءالله که مقالات و نوشته های اینجانب مفید و راهگشا بوده باشد که همانطور که در نام وبلاگ نوشتم هدفم تفکر و هم اندیشی است و سعی دارم بتوانم در روشنگری و آگاهی بخشی افکار عمومی نقش کوچکی ایفا کنم و در این راه به لطف و یاری الهی امید فراوان دارم.

چون موضوعات فراوانی برای گفتن وجود دارد و بسیاری را نیز در مقالات قبلی گفته ونوشته ام و ممکن است تکراری شود، خوانندگان گرامی را به مطالعه همه مقالات گذشته دعوت می کنم ، چرا که در اینجا به روز رسانی نمی تواند مطرح باشد و مطالبی که گفته می شود محدود به یک زمان خاص نیست.اکنون ما با انسانها و جامعه های آسیب دیده مواجه هستیم و وظیفه خود می دانم که عوامل آسیب رسان را بشناسم و معرفی کنم.گاهی فکر می کنم نوزادی که در این زمان به دنیا می آید آیا از محیط زندگی اطراف خود آگاه است و آیا می داند که در آینده چه سرنوشتی در انتظارش است؟ نوزاد که از همه چیز بی خبر است ، آیا بتدریج که بزرگتر می شود چطور؟ آیا می داند در اطرافش چه می گذرد و چه در انتظارش است؟ آیا ما انسانها محیط زندگی سالم را برای نسل های آینده ساخته ایم یا فقط به فکر خود هستیم که چند سالی هرچه بیشتر بهره مند شویم و آینده برایمان هیچ اهمیتی ندارد؟ آیا هر کودکی که به دنیا می آید این اطمینان برایش وجود دارد که تا سالهای سال با آرامش و امنیت در کنار پدر و مادر خود زندگی کند ،رشد کند ، تربیت شود، علم و کار بیاموزد و برای زندگی در بزرگسالی آماده شود؛ یا اینکه بعد از چند سال ممکن است پدر و مادرش از هم جدا شوند و آینده نامعلوم و مبهمی در پیش رویش باشد؟ آیا این اطمینان و آرامش وجود دارد که کودکان و نوجوانان بدرستی ساخته و تربیت شوند و برای زندگی آینده خود که شامل تحصیل علم ، اشتغال و کار و ازدواج و تشکیل زندگی است آماده شوند؟ قطعاً که خداوند متعال عادل مطلق است و اگر ما انسانها را آفریده است، امکانات زندگی سالم را نیز برایمان فراهم کرده و راه درست زندگی را نیز به ما نشان داده است که این کار توسط پیامبران و اولیای الهی انجام شده است و انسانهای سرکش و نافرمان هستند که نمی خواهند راه درست را بروند. نگاهی کنیم به عالم حیوانات و طبیعت، آیا بعد از هزاران سال که از آفرینش طبیعت گذشته است ، هیچگونه تغییر و دستکاری و آشوب و جنگ و آشفتگی در آن می بینیم؟ اینها فقط از انسانها بر می آید و گرنه به جنگل و حیوانات و گیاهان هم که نگاه کنیم ، هزاران سال است که با یک نظام دقیق به حیات خود ادامه می دهند.آیا در طول میلیونها سال کوچکترین تغییری در حرکت ماه به دور زمین و حرکت زمین به دور خورشید پدید آمده است؟ جواب مشخص است.هزار سال پیش ماه همان بود که امروز هست و خورشید و ستارگان و سیارات هم همان بودند که امروز هستند.به زمین بنگریم،انسان (یا انسانها) چه بر سر زمین آورده اند و چه آلودگیها و تغییرات و خرابی هایی به بار آورده اند،آنهم در همین صد سال اخیر؟ انسان که اشرف مخلوقات است و قرار بود خلیفه خدا در زمین باشد، چه کرده است؟ 

بیاییم فارغ از جنجال ها و هیاهو ها که محیط زندگی ما را پر کرده است بیاندیشیم که انسان امروز چه می کند و هدفش از زندگی چیست.آنچه که می بینیم و می شنویم این است که برای اکثریت انسانهای زمان حاضر هدف نهایی در زندگی تعریف نشده است و معلوم نیست اینهمه تلاش و دوندگی آخرش چیست.در نگاه مادیگرایی به جهان و انسان فقط گفته می شود که انسان باید هرچه بیشتر زندگی کند و از دنیای مادی و امکاناتش بهره ببرد و استفاده کند و هرچه بیشتر لذّت ببرد(تکیه کلام لذّت ببرید فراوان در تبلیغات تجاری شنیده می شود).جهان پس از مرگ برای انسان امروز تعریف نشده است و بنابر این مرگ واقعیتی تلخ و غم انگیز و بد است و باید از آن فرار کرد،در حالی که در بینش الهی و دینی مرگ آغاز زندگی جاودانه انسان پس از تمام رنج ها و سختی ها و محنت های زندگی دنیایی است.در آیاتی از قرآن کریم در مورد خلقت انسان آمده است؛هنگامی که خداوند خواست انسان را بیافریند فرشتگان به خداوند گفتند آیا می خواهی موجوداتی را خلق کنی که در زمین فتنه و آشوب و جنگ بپا کنند در حالی که ما همواره در حال تسبیح و ستایش تو هستیم؟ و خداوند به فرشتگان گفت من در امر خلقت انسان چیزی می دانم که شما نمی دانید.آنگاه که خداوند آدم را آفرید فرشتگان الهی به فرمان خدا بر آدم سجده کردند؛ در این میان ابلیس نافرمانی کرد و گفت من از آدم برترم و سجده نمی کنم.بدینسان ابلیس به شیطان تبدیل شد و از درگاه خدا رانده شد و از آن پس تا کنون شیطان به وسوسه گری و گمراه کردن انسانها مشغول بوده و همواره دعوت به گناه و شر و بدی کرده است. (سوره بقره، آیات 30 تا 34)

 آنچه که حقیقت است این است که جهان آفرینش با تمام بزرگی اش که ما با ذهن کوچک خود نمی توانیم آنرا درک کنیم در دست قدرت بی پایان الهی و حکمت و تدبیر خالق یکتا است و این کارهایی هم که انسانها بر روی زمین انجام می دهند سرانجام پایانی خواهد داشت و همه نوعی امتحان از ما بندگان خداوند است و گرنه خداوند هر زمان که اراده فرماید،می شود که اینهمه شهرها و بناها و تمدن های با شکوهی که انسانها ساخته اند به یک چشم برهم زدن نابود شوند.در قرآن کریم هم آیاتی است که می فرماید:افلم یسیروافی الارض فینظروا کیف کان عاقبة الّذین من قبلهم کانوا اکثر منهم و اشدّ قوّة و آثاراً فی الارض فما اغنی عنهم ما کانوا یکسبون :آیا مردم در زمین سیر و سفر نمی کنند تا عاقبت حال گذشتگان را که از اینها بسیار بیشتر و قوی تر و مؤثرتر در زمین بودند مشاهده کنند(که چگونه همه هلاک شدند) و آنچه اندوخته بودند آنها را (از مرگ و هلاکت) حفظ نکرد؟ (سوره غافر-آیه 82)

آنچه که بسیاری از انسان های امروزانجام می دهند آخرش حرکت به سوی سقوط به دره نیستی و انحطاط است.یک نوع گسیختگی در شئون مختلف زندگی دیده می شود،به طوری که هر جزء تمدن و فرهنگ امروز کار خود را می کند و از اجزاء دیگر بی خبر است یا کاری با آنها ندارد؛ چیزی شبیه بیماری اسکیزوفرنی که در روانپزشکی به عنوان مهمترین بیماری روانی مطرح است(اسکیزوفرنی به معنی گسیختگی ذهنی و روحی است).حتی در ماشین های بزرگ و پیچیده ساخت بشر هم چنین گسیختگی وجود ندارد و نمی تواند باشد و هماهنگی و همکاری اصل مهمی در کارکرد مجموعه های بزرگ است ، حالا ماشین باشد یا انسان.از سویی انسان وسائل رفاه و آسایش برای زندگی خود می سازد و از سویی اصل زندگی را نابود می کند.اینهمه امکانات درمانی و دارویی برای بیماریهای مختلف می سازد و از سوی دیگر اینهمه بیماری جسمی و روحی بوجود می آید و شاید بتوان گفت ساخته می شود.نگاهی به فروشگاههای بیشمار موجود در شهرهایمان بکنیم که برای هر نیاز واقعی یا کاذب تنوع زیاد و تمام نشدنی از کالاها و خدمات عرضه می کنند،مثلاً لوازم منزل یا اشیاء تزئینی و لوکس یا لوازم کاری و اداری و صنعتی و ساختمانی و خودرو و ... و آنگاه در یک کشور با جنگ های ویرانگر هم انسانها نابود می شوند یا آسیب دیده و معلول و هم این ساخته های بشری همراه با انسان ها نابود می شوند.در این زمان که در هر زمینه ای تجمل گرایی و لوکس گرایی به صورت رسم و عادت درآمده و مثلاً وقتی یک پسر و یک دختر قصد ازدواج با یکدیگر می کنند و مراسم ازدواج انجام می شود، چه هزینه های سنگینی بابت جزئی ترین موارد ،مانند چیدن سفره عقد و تزئینات و لباس عروس و داماد و آرایش عروس و کیک و شیرینی و وسائل پذیرایی و شام و ماشین عروس و وسائل جشن و شادی و موسیقی و رقص وعکاسی و فیلمبرداری و ... انجام می شودو اینهمه لوازم خانه خریده می شود تا یک زندگی آغاز شود ؛ آنگاه چند سال یا حتی چند ماه بعد اختلافات و دعواهای زن و شوهری شروع شده و خیلی زود به طلاق و جدایی می رسد و همه اینها می شود هیچ.

موارد دیگری را می توان مثال زد،مثلاً اینهمه دانشگاه و مرکز آموزشی ساخته می شود و اینهمه جوانان با هزینه های سنگین و کلاسهای کنکور و اضطراب و نگرانی و تلاش سخت ، بلاخره وارد دانشگاهها می شوند و چند سال دوره های آموزشی را می گذرانند و برخی هم دوره های تکمیلی را ادامه می دهند تا بگویند دکترا گرفته ایم،آنگاه بسیاری بیکار می مانند یا دنبال کارهای ساده و بدون نیاز به دانشگاه رفتن می روند و برخی هم به کشورهای دیگر می روند و خلاصه همه این تلاش ها می شود هیچ. همچنین با وجود اینهمه جوان دانش آموخته که می توانند در تولید و ساخت و اختراع و نوآوری فعالیت کنند،شهرها و بازارهای ما پر می شود از کالاهای وارداتی!!  

اینهمه امکانات عظیم و پرخرج برای تولید برق و انرژی ساخته می شود، آنگاه شهرهای ما پر می شود از تزئینات و نورافشانی های مغازه ها واماکن شهری و نیز وسائل برقی پرمصرف در خانه ها و ادارات و غیره و بخش بزرگی از این برق تولید شده ، بیهوده مصرف می شود و از بین می رود. اینهمه پالایشگاههای عظیم ساخته می شود برای تولید نفت و بنزین و گازوئیل، آنگاه شهرهای ما پر می شود از خودروها و ازدحام شدید و ترافیک و اینهمه سوخت دود شده و وارد هوای محیط زندگی و باعث آلودگی و بیماری می شود،آنهم برای هیچ. در تعالیم عالیه اسلام اسراف و مصرف بی رویه منع شده و انسانهای مؤمن و پرهیزکار از زیاده روی و اسراف خودداری می کنند.در بسیاری روایات مطالبی شنیده و خوانده می شود که اگر با وضع امروز مقایسه کنیم ، واقعاً حیرت انگیز است ؛ اینکه مثلاً شخصی یک دانه گندم از مزرعه ای که متعلق به شخص دیگری بود برداشت و چه گرفتاری هایی برایش پیش آمد.در قصه ای قدیمی به نام «عروس باغ سیب» خواندم که پسر جوانی در بازگشت از مکتب به خانه چشمش به سیبی قرمز داخل یک نهر آب افتاد و آن را برداشت ، ناگهان به خود گفت آیا صاحب باغ سیب از خوردن این سیب راضی است؟ پشیمان شد و در به در بدنبال صاحب باغ گشت و سرانجام او را در شهر پیدا کرد و نزد او رفت تا حلالیت بطلبد.مالک باغ که مرد دانا و با ایمانی بود تصمیم گرفت او را امتحان کند و گفت به شرطی راضی می شود که با دختر معلول و بیمار او ازدواج کند.آن پسر جوان با اضطراب و نگرانی سرانجام پذیرفت و با دختر مالک باغ ازدواج کرد ؛ بقیه داستان جالب است ،آن دختر نه تنها بیمار و معلول نبود بلکه کاملاً سالم و بسیار هم زیبا بود و حاصل این ازدواج می شود عالم بزرگی به نام مقدس اردبیلی (این داستان در شهر اردبیل اتفاق افتاده بود). 

بله این است زندگی در پرتو تعالیم اسلام و ایمان به خدا و آخرت ، نه زندگی سراسر مادی و ماشینی که بشر امروز ساخته است.گاهی که این صحبت ها در محافل و جمع های مختلف پیش می آید عده ای می گویند انسان به عقب برنمی گردد و به قهقرا نمی رود!! چه کسی گفته هرآنچه در گذشته بوده قهقرا و عقب ماندگی بوده است؟ آیا آنچه اکنون ساخته ایم خیلی عالی و رضایتبخش است؟ اکنون می بینیم که حتی بسیاری از اشخاص اهل دیانت و مذهبی هم متوجه آنچه که می گذرد نیستند.مثلاً در یک مسجد یا حسینیه شخصی برای مداحی و روضه خوانی به مناسبت تولد یا شهادت یکی از خاندان اهل بیت یا جشن های مذهبی شعرهایی می خواند و حرکات و صداهایی از خود می سازد و همه جمع مجلس را وادار به همراهی خود می کند، حالا یا شیون باشد یا شادی،و گویا هیچ ارتباطی با آنچه در جامعه می گذرد ندارد و اصلاً کاری هم به مسائل جاری ندارد و فقط در گذشته سیر می کند،اگر هم کسی از او در این مورد سئوالی بپرسد می گوید من کار خودم را می کنم و به مسائل دیگر کاری ندارم.در فاصله ای از حسینیه یا مسجد مربوطه، در یک کلاس درس دانشگاه یا محفل اداری یا بخش خصوصی ، کسانی از پیروی بی چون و چرا از آموزه ها و استانداردهای علمی و اقتصادی و فرهنگی وارداتی از کشورهای غربی حرف می زنند و اعتقادات دینی و مذهبی را مسخره می کنند و آنها را نشانه عقب ماندگی از جهان پیشرفته می دانند!!این نوعی از هم گسیختگی است.

آیا کسی هست که از مبلغین دینی و مذهبی بپرسد مگر دین فقط مربوط به گذشته است؟ آیا باید راه حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی خود را از خارجیان بپرسیم؟ مگر فرمول های اقتصادی و اجتماعی آنها چه نفعی برای دنیا و آخرت ما داشته است؟ آیا راه حل مسائل و مشکلات در شناخت و پیروی از تعالیم اسلام نیست؟ آیا مسجد فقط برای نماز است و عزاداری و شیون در مناسبت های مختلف؟ شکی نیست که نماز مهمترین رکن اسلام است،ولی آیا با این ترتیب نماز کم ارزش شمرده نمی شود؟ آیا مسجد نباید محل ارتباطات مؤمنین و افزایش شناخت و آگاهی و حل و فصل مسائل و مشکلات باشد؟ به نظر من مؤمنین و متدینین باید برای تمام مسائل زندگی ، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و علمی و غیره الگو و راه حل داشته باشند و نباید دین فقط منحصر شود در نماز و عبادت و زیارت و عزاداری.چنین برداشتی از دین ، در واقع ضدیت با دین است.باید بیشتر کار و تلاش کنیم تا دیگران برای ما الگوی زندگی نسازند.انشاءالله ادامه مطالب را در مقالات بعدی خواهم نوشت.

والسلام علی من اتّبع الهدی - 24 فروردین 1396 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 04:11 ق.ظ
Its like you read my thoughts! You seem to grasp so much approximately this, such as you wrote the
e-book in it or something. I think that you simply can do with some percent to force the message home a bit, but other than that, that is fantastic
blog. A fantastic read. I will definitely be back.
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:27 ق.ظ
Hi there colleagues, nice paragraph and nice arguments commented at this place, I am genuinely enjoying by these.
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:12 ب.ظ
I love what you guys are up too. This sort of clever work
and coverage! Keep up the superb works guys I've added you guys to my own blogroll.
شنبه 14 مرداد 1396 08:44 ق.ظ
Magnificent goods from you, man. I've take note your stuff prior to and you're just
extremely fantastic. I actually like what you've obtained here, really like what you are stating and
the way wherein you say it. You're making it entertaining and you continue to take care of to stay
it wise. I can't wait to learn far more from you.
That is really a terrific website.
جمعه 13 مرداد 1396 02:48 ب.ظ
For hottest news you have to pay a quick visit world wide
web and on web I found this website as a most
excellent website for newest updates.
یکشنبه 8 مرداد 1396 12:16 ق.ظ
Thanks for the marvelous posting! I actually enjoyed reading it, you happen to be a great author.I will ensure that I bookmark your
blog and definitely will come back sometime soon. I want to encourage
continue your great posts, have a nice day!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :