تبلیغات
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک - نگاهی به تاریخ صد سال گذشته ایران (5)
 
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک
بسمه تعالی
نگاهی به تاریخ صد سال گذشته ایران (5)
در آخرین قسمت از مبحث تاریخ صد و چند سال گذشته ایران سعی بر آن دارم که مرور مختصری به نمای کلی این دوره زمانی بنمایم.این دوره تاریخی پرماجراترین و پر مسئله ترین صد سال در میان قرون گذشته ما بوده است که شرح وقایع آن چندین جلد کتاب می شود و قطعاً که در یک یا چند مقاله نمی توان همه وقایع را بیان کرد.تاریخ این دوره عبرت انگیزتر از دوره های قبل ما است.در این دوره که از اواخر سلطنت قاجار شروع می شود تغییرات گسترده و عمیق اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، اخلاقی ، سیاسی و غیره پدید آمد و البته اتفاق نیکو و خوش یمن انقلاب اسلامی و پایان دوران شاهنشاهی و برقراری حکومت مردم سالاری دینی را داشتیم.وقایع پی در پی چون انقلاب مشروطیت ، جنگ جهانی اول و ورود بیگانگان به کشورمان ، دخالت بی حد و حساب انگلیسی ها در امور کشورمان همراه با قحطی بزرگ و مرگ و بیماری دسته جمعی گسترده ، موضوع قرارداد 1919 که سلطه کامل انگلیس را برقرار می کرد و آنگاه که نشد کودتای رضاخان پهلوی ، تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی و به دنبال آن تغییرات گسترده جامعه ایرانی و مبارزه شدید با اعتقادات دینی و سنت ها همراه با اختناق و سرکوب که در هیچ دوران تاریخی گذشته سابقه نداشت ، جنگ جهانی دوم و سرنگونی رضاخان همراه با اشغال خاک ایران توسط خارجیان ، سلطنت محمد رضا پهلوی به مدت 37 سال ، نهضت ملی شدن نفت و سرکوب شدن آن با کودتای 28 مرداد 32 ، 25 سال تسلط و دخالت بی چون و چرای آمریکایی ها در امور کشورمان ، نهضت خرداد ماه 1342 به رهبری امام خمینی و سرکوب نهضت و تبعید امام و 14 سال بعد وقوع انقلاب اسلامی با سرنگونی پهلوی و برقراری نظام جمهوری اسلامی ، وقایع نیمه اول این دوران بودند . حوادث و وقایع پس از انقلاب اسلامی که در نیمه دوم این دوران قرار می گیرند نیز شامل شورشها و ناآرامیها و توطئه های پی در پی پس از انقلاب اسلامی ، وقوع جنگ تحمیلی با رژیم بعثی عراق به رهبری صدام حسین به مدت هشت سال ، فتنه بنی صدر اولین رئیس جمهور و به دنبال آن فتنه منافقین یا همان مجاهدین خلق و ترورها و بمب گذاری ها و جنایتهای آنان ، دوران پس از جنگ و سازندگی و عمران ، ظهور دسته بندیهای سیاسی به نام سازندگی ،اصلاح طلبان ، اصول گرایان و غیره ، حوادث سیاسی دهه های70 و 80 ، فتنه سال 1388 و به آشوب کشیدن کشور از سوی قدرتهای سلطه گر جهان برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ، ماجرای انرژی هسته ای که قدرتهای بزرگ به مدت 12 سال مردم و نظام ما را به خود مشغول کردند و توطئه های بی پایان آمریکا و اروپا برای سرنگونی و ریشه کنی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که تا امروز ادامه دارد.
تاریخ هنوز تمام نشده است ، تاریخ فقط روی کار آمدن این سلسله و آن سلسله و این حکومت و آن حکومت نیست. تاریخ 100 و چند ساله اخیر ما شاهد تحولات بزرگ و عمیق  سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، اعتقادی و غیره بوده است که نقش آفرین مهم این تحولات قدرتهای بزرگ مهاجم و متجاوز بوده اند و ملت ایران و نخبگان نیز نقش مهمی در آنها داشته اند ، در حالی که در گذشته های دور تاریخ اینقدر نقش قدرتهای خارجی تأثیر گذار نبوده است.این تحولات برای بخشی از مردم ایران چنان عادی شده است که گذشته را یا نمی دانند یا به آن فکر نمی کنند ( یا اصولاً گذشته ای نداشته اند و برایشان نقطه شروع تاریخ همین امروز بوده است). این بخش از مردم ظاهراً ایرانی هستند و به زبان فارسی حرف می زنند ، اما در واقع انگلیسی ، آمریکایی یا فرانسوی هستند و هویت ایرانی خود را باطل کرده اند. موضوعاتی چون اروپایی شدن ، غرب گرایی ، بی حجابی ، بی دینی و باصطلاح لائیسم ، گرایش به مهاجرت و تغییر هویت ایرانی ، تغییر فرهنگ و سنت ها و عادات و ... اینها همه مسائلی بودند که در صد و چند سال اخیر پیش آمدند و در طول صدها سال گذشته نبودند.در تاریخ گذشته ما جنگ های متعدد پیش آمد ، پادشاهانی آمدند و پادشاهانی رفتند ، لشکرهایی حمله کردند و تاراج کردند (چون حمله مغول ها و تیمور) ولی در تمام صدها سال فرهنگ و دین و اعتقادات و سنت های ایران حفظ شد اگرچه آسیب های فراوانی هم دیدیم. در دیگر کشورهای اطراف ما هم به همین منوال بوده است ، امپراطوری عثمانی پس از خلافت عباسی روی کار آمد و بخش بزرگی از جوامع مسلمان را تحت حکومت خود قرار داد ، ولی آنچه که در صد سال اخیر اتفاق افتاد کاملاً متفاوت بود. امپراطوری عثمانی سنی بود و حکومت ها و سلسله های ایران شیعه و جنگ ها و درگیریهایی هم بین آنها پیش آمد ، اما هیچگاه به دین و اعتقاد و فرهنگ مردم حمله نشد. آنچه بود یا اختلافات و دعواهای مذهبی بود یا اشغال خاک و سرزمین و به دست آوردن قدرت ، ولی هجوم و تجاوز انگلیس و سپس آمریکا به ایران (و دیگر ملت های جهان) کاملاً متفاوت بود .  آنها از هزاران کیلومتر فاصله خاک و سرزمین ما و ملت های دیگر را خاک و سرزمین خود تعریف کردند و خود را جهان نامیدند و جهانی شدن را اجبار و تحمیل کردند. آنها به همه اجزاء هویت و فرهنگ و دین و سیره زندگی ما و دیگر مسلمانان حمله کردند. آنها کشور جعلی اسرائیل را در وسط مسلمانان به نام دولت یهود ساختند و از آنجا همه ملت ها و کشورهای اطراف را مورد تهدید و حمله قرار دادند ، آنها فرقه های وهابی در عربستان و بهایی در ایران را ساختند تا اصل و اساس دین اسلام را از بین ببرند و ملت های مسلمان را تحت تسلط کامل خود درآورند (خوب دقت کنیم چه محاصره کاملی : خود متجاوزین انگلیسی و آمریکایی ، صهیونیست های اسرائیلی و وهابی های حاکم بر عربستان).اگر انقلاب اسلامی سال 1357 اتفاق نمی افتاد چه می شد؟ با روندی که قدرتهای بزرگ در آن زمان داشتند و اکنون نیز دارند ، شکی نیست که شاهد محو و نابودی و ریشه کنی کامل اسلام و دینداری می شدیم و دیگر اثری از خداپرستی و دین داری و نماز و مظاهر اسلام باقی نمی ماند و جهان اسلام می شد تماماً غربی و آمریکایی با اخلاق و عادات و شیوه های زندگی آنان. انقلاب اسلامی سد بزرگی شد در مسیر این روند خطرناک و مخرب و راهی شد برای بازگشت به اصالت دینی و اسلامی با نگاه توحیدی به انسان و جهان. این که اکنون می بینیم فشارها ، توطئه ها و حمله های آمریکا و هم پیمانان آنها به نظام جمهوری اسلامی روز به روز شدیدتر و وسیع تر می شود به دلیل همین تأثیرگذاری بزرگ و سازنده است.آنها نقشه کشیده بودند که همه مردم جهان را به رنگ خود درآورند و دیگر اثری از دین و خداپرستی نماند و انسان ها فقط و فقط به فکر عیش و لذت و بهره وری مادی و دنیایی باشند ، آنها نقشه کشیده بودند که دولت غاصب اسرائیل پس از فلسطین به سراغ بقیه کشورهای عرب و غیر عرب مسلمان برود (از جمله ایران) و همه آنها را در خود حل کند و بشود امپراطوری بزرگ صهیونیسم که با مانعی به نام انقلاب اسلامی ایران رو به رو شدند که فقط مسئله رفتن یک حکومت و آمدن یک حکومت دیگر مطرح نبود ، بلکه دگردیسی فکری و انسانی و اخلاقی در راستای فضیلت و کمال و کرامت و تزکیه نفس در کنار تغییرات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی مطرح بود.انگلیسی ها و سپس آمریکایی ها با سالها نفوذ و سلطه برایران تأثیرگذاریهای بسیار وسیعی بر فرهنگ و اخلاق و بینش مردم ایران گذاشته بودند که اصلاح همه آنها سالها طول می کشد. یکی از مهمترین این تأثیر گذاریها همین فرهنگ راحت طلبی و فرار از مسئولیت و زحمت ، پرخوری ، مصرف زدگی همراه با اسراف ، کوچک و حقیر دانستن فرهنگ و اعتقادات خود و بزرگ و مهم دانستن بیگانگان و پذیرفتن و ستایش  بی چون و چرای هرچه که وارداتی باشد و از کشورهای قدرتمند آمده باشد ، است. این که کالای ایرانی به درد نمی خورد و کیفیت ندارد و هرچه کالای خوب است مربوط به اروپا و آمریکا است و اینکه ایرانی هیچوقت نمی تواند پیشرفت علمی کند (و در واقع نباید پیشرفت کند) و باید وارد کننده و مصرف کننده محصولات آنها باشیم و در نهایت به کشورهای غربی مهاجرت کرده و در سیستم اجتماعی و اقتصادی آنها حل شد تا به پیشرفت و رفاه و آسایش رسید ، نتیجه همین تفکر مسموم و مخرب است. بسیاری از مردم ما حداقل نمی خواهند از مردم ژاپن و کره یاد بگیرند که تعصب ملی داشتند و می خواستند که خود پیشرفت کنند و تولید کنند و نتیجه هم گرفتند. آمریکا و اروپا و جهان صنعت و تکنولوژی برای بسیاری از مردم به بت بزرگی تبدیل شده است که اطاعت و پرستش آن الزامی و مخالفت با آن حماقت و نادانی و غیرعقلانی است ، چه در جمع عوام و چه در جمع خواص صحبت های زیادی می شنوم که حاکی از این نگرش و ذهنیت است. در قرآن کریم آیاتی هست که درباره پیروی و تقلید کورکورانه مردم زمان حضرت محمد (ص) و دیگر پیامبران الهی از سنت ها و عادات اجداد و گذشتگانشان سخن گفته و این که وقتی آن مردمان توسط پیامبران به راه حق و پرستش و اطاعت از خدای یکتا دعوت می شدند ، جواب مردم این بود که ما آنچه را از نیاکان و اجداد خود شنیدیم و یاد گرفتیم دنبال می کنیم و قرآن کریم می فرماید که آیا اگر نیاکان و اجداد آنها نادان و ناآگاه هم بودند آیا باید از آنها پیروی می کردند ؟
در زمان حاضر هم همین وضع وجود دارد و اگر جریان انقلاب و نهضت اسلامی بخواهد مردمانی را به راه درست که اطاعت از خدای یکتا و پیروی از حکم خدا و پیامبر است هدایت کند ، با همین استدلالات مواجه می شود که آیا باید آنچه از جهان متمدن و پیشرفته غرب و علم و تکنولوژی فرا گرفته و به دست آورده ایم کنار گذاریم و به عقب برگردیم (و به قولی به دوره خرسواری برگردیم)؟!!  از اینگونه استدلالات  هم متحیر می شوم و هم متأسف. آنچه در جهان غرب و به اصطلاح جهان پیشرفته می گذرد و حاصل و نتایج آن چه بوده است ؟ اینهمه جنگ و تجاوز به کشورها و کشتار ملت ها و دخالت در تمام جوامع انسانی و مفاسد و تباهی های اخلاقی و فروپاشی خانواده ها و بیماریهای جسمی و روانی و ... را می بینند و باز هم می گویند باید از جهان متمدن و پیشرفته باید پیروی و اطاعت کنیم تا به پیشرفت برسیم !! جالب است که از اوایل پیروزی انقلاب اسلامی همین جماعت می گفتند تعالیم اسلام به درد جهان امروز نمی خورد و مربوط به 1400 سال پیش است و مسلمانان مؤمن انقلابی با علم و پیشرفت مخالف هستند و می خواهند به عقب برگردند ؛ آنگاه که سالها گذشت و پیشرفت های بزرگ علمی و فن آوری در ایران به دست دانشمندان و محققان ایرانی پیش آمد همین جماعت همراه با آمریکا و کشورهای غربی گفتند که ما نباید به انرژی اتمی و فن آوری موشکی و فضایی و صنایع بزرگ و ... برسیم که در آن صورت امنیت و صلح جهانی و منطقه ای را به خطر می اندازیم و قدرتهای بزرگ باید جلوی ما را بگیرند !!  واقعاً که زهی حیرت و زهی تأسف. اگر استدلالات قبلی درست بود که با پیروی از اسلام پیشرفت نمی کنیم و عقب می مانیم ، حالا که پیشرفت کرده ایم باید موجب خشنودی باشد نه مخالفت و نارضایتی . اگرچه از پیروی کورکورانه از علم و فن آوری غرب انتقاد کردم ، ولی منافاتی با پیشرفت در این حوزه ها ندارد.ما ملت ایران باید جامعه قدرتمند و پویا و مجهز به توانایی های علمی و اقتصادی داشته باشیم تا بتوانیم خود را حفظ کنیم و گرنه در یک چشم به هم زدن محو و نابودمان خواهند کرد. قدرتهای بزرگ غربی و اسرائیل برای براندازی و ریشه کنی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ثانیه به ثانیه در حال فعالیت هستند و ما هم نباید یک لحظه توقف و غفلت کنیم. اگر به فکر راحت طلبی و رفاه و تفریح باشیم و کارو تلاش نکنیم و کالاها و نیازمندی ها را از خارج وارد کنیم ، هر لحظه در خطر فروپاشی قرار خواهیم گرفت . رزمندگان ما در هشت سال جنگ تحمیلی با اتکاء به ایمان به خدا و اسلام و فداکاری و تلاش بی وقفه و امید یاری از قدرتهای مادی نداشتن  توانستند دشمن را در جنگ متوقف کنند و نگذارند خاک کشور از دست برود ، چرا در زمینه های اقتصادی و علمی و صنعتی و غیره نتوانیم؟
پس از خاتمه جنگ تحمیلی و شروع دوران سازندگی اشتباه بزرگی توسط برخی دولتمردان و مسئولان پیش آمد و آن اینکه تصمیم گرفتند با نزدیک شدن به جهان غرب (باصطلاح جهان پیشرفته) و کنار گذاشتن شعارهای انقلاب اسلامی در مبارزه با آنان و با پیروی از فرمول های علمی و اقتصادی آنان ، کشور را به پیشرفت علمی و صنعتی و فن آوری و انسانی برسانند و کار به جایی رسید که در هر زمینه ای معیارهای اروپایی و آمریکایی شد معیار سنجش و تصمیم گیری. چطور به مدت یک دهه (از اول پیروزی انقلاب 1357تا پایان جنگ تحمیلی در سال 1367) کشورهایی که تمام تلاش خود را برای جلوگیری از پیشرفت انقلاب اسلامی و ملت ایران به کار گرفتند و بر علیه ما جنگیدند و نابودی انقلاب  اسلامی و ایران را هدف خود قرار داده بودند ، شدند الگو و معیار ما برای اداره امور اقتصادی و اجتماعی و علمی وفرهنگی کشور؟ آیا این یک تناقض نبود؟ انشاءالله که روز به روز بر آگاهی مردم ما افزوده شود و مسئولان و دولتمردان هم راه درست را بشناسند و اهداف انقلاب اسلامی در مسیر صحیح خود قرار گیرد و انشاءالله که به زودی ظهور و قیام حضرت مهدی امام زمان (ع) را شاهد باشیم .
والسلم علی من اتبع الهدی - 22 اسفند 1396
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :