تبلیغات
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک - به مناسبت سالگرد واقعه مسجد گوهرشاد مشهد
 
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک
بسمه تعالی
به مناسبت سالگرد واقعه مسجد گوهر شاد مشهد

این روزها یاد آور یک واقعه تلخ تاریخی است که هشتاد و پنج سال از آن گذشته است. در سال 1314 شمسی مردم مشهد در اعتراض به حکم اجبار به بی حجابی بانوان و پوشیدن لباسهای اروپایی برای مردان و زنان از سوی حکومت رضاخان پهلوی ، در مسجد گوهرشاد مسجد که در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) قرار دارد تجمع کردند و بست نشستند. اصل قضیه هم این بود که یکی از روحانیون به نام آیت الله حسین طباطبایی قمی از سوی مردم مشهد مأموریت می یابد که به تهران رفته و با رضاخان در مورد این اجبار و نارضایتی مردم صحبت کند که مأموران شهربانی او را دستگیر و زندانی می کنند (قابل توجه کسانی که از طرفی می گویند باید با دشمن مذاکره کرد و از طرفی از رضاخان پهلوی تعریف و تمجید می کنند که ایران را آباد کرد و ...). این مسئله باعث خشم مردم مشهد می شود و مردان و زنان بسیاری در مسجد گوهرشاد جمع می شوند و به اقدام حکومت اعتراض می کنند و چند روزی بست می نشینند و روحانی بزرگ آن زمان شیخ محمد تقی بهلول گنابادی هم برای مردم سخنرانی می کند و دعوت به مقاومت و سرانجام جواب اعتراض مردم را نیروهای نظامی و مسلح با تفنگ و مسلسل می دهند و گفته می شود بین 2000 تا 5000 نفر در این واقعه کشته می شوند (آمار دقیق وجود ندارد).این واقعه تلخ روز 21 تیر ماه 1314 شمسی اتفاق می افتد و بدنبال آن رضاخان به طور گسترده هر مخالف و حرکت مخالفت کننده ای با روند باصطلاح متجدد شدن و نوسازی جامعه ایرانی آن زمان را سرکوب می کند. همین یک حادثه به تنهایی برای محکومیت و نفرت از رژیم پهلوی در تاریخ گذشته ما کافی است و هنوز عده ای نمی دانند که در گذشته چه پیش آمد و چرا پهلوی سرنگون شد. این روز به نام روز حجاب و عفاف نامگذاری شده است به یاد مردان و زنان آزاده ای که فقط به دلیل دفاع از اعتقاد دینی خود مورد حمله قرار گرفتند و خونشان ریخته شد و به شهادت رسیدند. به اصل واقعه نگاه کنیم ، رضاخان پهلوی با برنامه ریزی و به اراده انگلیسی های مداخله گر خبیث با کودتا روی کار آمد و مأموریت یافت جامعه ایران را مطابق میل و سلیقه امپراطوری انگبسی تغییر شکل و ماهیت دهد و ریشه اعتقادات دینی و اسلامی را بزند که مثلاً ایران به پیشرفت اقتصادی و اجتماعی برسد!! رضاخان شاید فقط یک نظامی سرکوبگر و قلدر بود و حتی سواد علوم و فرهنگ مدرن غرب آن زمان را هم نداشت ولی کسان دیگری بودند که در این میان نقش آفرینان اصلی بودند و اطلاعات جامع از فرهنگ و تمدن غرب داشتند ، همان خودفروختگان و خائنان غرب پرست و بیگانه دوست (باصطلاح روشنفکر) که نه به دین اسلام اعتقاد داشتند و نه به فرهنگ ایران و سنت های گذشته و مثل سید حسن تقی زاده و میرزا ملکم خان می گفتند باید از سرتا پا فرنگی و اروپایی شویم !! نام این افراد کم و بیش شناخته شده است همچون اردشیر ریپورتر، تیمورتاش ، داور ، علی اصغر حکمت ، محمد علی فروغی ، عین الملک پدر هویدا و دیگر افراد حلقه روشنفکران اطراف رضاخان. باعث تأسف است که هنوز هم برخی مردم باور دارند که رضاشاه ایران را آباد کرد و از عقب ماندگی درآورد!! بنده هیچ شکی ندارم که هر شخص دیگری غیر از رضاخان هم در آن زمان به حکومت می رسید روند نوسازی اقتصادی و اجتماعی را شاید به شکلی دیگر انجام می داد ، چنان که این روند در کشورهای مسلمان و عرب و غیر عرب اطراف و نزدیک ما هم انجام شده بود. در متون تاریخی شواهدی در دست است که روند نوسازی در امپراطوری عثمانی سالها قبل از فروپاشی انجام شده بود و مثلاً در زمان رضاخان ترکیه و مصر از این نظر بسیار جلوتر از ایران بودند. یک واقعه تلخ و بزرگ تاریخی که در ابتدای قرن بیستم اتفاق افتاد شکست و سرنگونی امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول بود که آغاز مصیبت های کشورهای مسلمان تا کنون شده است. گرچه امپراطوری عثمانی اشکالات و خطاهای زیادی داشت ولی به هر حال یک کشور بزرگ اسلامی و قدرتمند بود که به عنوان عمل به تعالیم اسلام حکومت می کرد (هرچند ناقص و معیوب) . قدرتهای غربی و اروپایی بخصوص فرانسه و انگلیس که از قدیم از مسلمانان متنفر بودند و کینه و دشمنی داشتند و به دنبال برانداختن ریشه مسلمانان و اسلام بودند ، به دنبال فرصتی بودند تا امپراطوری عثمانی را سرنگون و نابود کنند (و صهیونیست ها هم منتظر بودند تا فلسطین را تصرف کنند). متأسفانه با ضعف ها و نارسایی های متعدد درونی کم کم امکان فروپاشی فراهم شد و با وارد شدن عثمانی در جنگ جهانی اول (در کنار آلمان و اطریش) و شکست در جنگ ضربه نهایی زده شد. انگلیسی ها و فرانسوی ها که سالها برای سرنگونی امپراطوری عثمانی برنامه ریزی کرده بودند آن را به کشورهای متعدد تجزیه کردند (همین کشورهای فعلی غرب آسیا و شمال آفریقا یا باصطلاح خاورمیانه). در کشور ترکیه هم که قلب امپراطوری عثمانی بود با توطئه های انگلیسی عده ای روی کار آمدند که شدیداً غرب زده و دوستدار اروپا و ضددین و مخالف اسلام بودند و روند باصطلاح تجدد و نوسازی همراه با دین زدایی را در ترکیه و دیگر کشورهای مسلمان شروع کردند. کشور ایران جزء امپراطوری عثمانی نبود و این روند به صورت برنامه ریزی برای روی کار آوردن یک حکومت دیکتاتوری خشن (توسط رضاخان) انجام شد تا آن را به انجام برساند. در سال 1314 مردم مشهد علیه این زورگویی و جنگ بر ضد احکام دین بپا خاستند و ایستادگی کردند و جان خود را در این راه دادند و باشد که هیچگاه این واقعه تاریخی را فراموش نکنیم. باعث تأسف است که تأثیرگذاری گسترده بر ضد دین و حجاب در چند ده سال گذشته بسیاری از مردم را به جایی رسانده که بحث و جدال می کنند چرا حجاب اجباری است؟ من می گویم آن زمان که زنان جامعه ما به اعتقاد و باور قلبی خود حجاب داشتند و هیچ اجباری به صورت قانون وجود نداشت ، حکومت رضاخان بی حجابی را اجباری و قانونی کرد و اینهمه باعث رنج و درد و ناراحتی زنان آن زمان جامعه ما شد. در آن سالها بسیاری از زنان از خانه بیرون نیامدند تا گرفتار نشوند و مجبور به برداشتن حجاب هم نشوند ، حالا ما باید برای عده ای ثابت کنیم که چرا اصولاً حجاب وجود دارد و مطرح شده است؟ عجیب این است که این حرفها در حالی زده می شود که وضع حجاب در جامعه امروز ما تقریباً به حال خود رها شده و بسیار نامطلوب است و بسیاری از زنان و دختران تا مرز بی حجابی کامل پیش رفته اند و هیچ زور و اجباری هم بالای سرشان نیست!! وقتی اندیشه ها و باورها وارونه شوند انتظاری جز این نمی رود. مثالی بزنم : فرض کنیم در جامعه ای خوردن آب برای تشنگی ممنوع شود و همه مجبور شوند به جای آب مایع دیگری (مثل نوشیدنی الکلی) بنوشند که ممکن است تلخ و بدمزه و مضر هم باشد، پس از مدتی همه به نوشیدن آن مایع عادت کنند و وقتی کسانی پیدا شوند که به مردم آن جامعه بگویند چرا به جای نوشیدن آب ، از مایعی تلخ و بدمزه و زیان آور استفاده می کنید، همه تعجب کنند و عده ای هم بخندند و مسخره کنند که آب دیگر چیست؟!!
حجاب و پوشش برای بانوان نه تنها مشکل ساز و سلب کننده آزادی نیست ، بلکه باعث حفظ حرمت و کرامت بانوان است و مردان نمی توانند به خصوصیات جسمی و ظاهری بانوان توجه کنند و این خود حفاظت و ایمنی است. وقتی این حفاظ ایمنی برداشته شود احتمال هر واقعه ناگواری می رود و فراوان می بینیم و می شنویم که چه سوء استفاده ها و جسارت ها و تجاوزاتی در برخی جوامع اتفاق افتاده و می افتد ، آنگاه که پوشش و حجاب و حیا کنار گذاشته و انکار می شود و به جای آن برهنگی و نیمه برهنگی گذاشته می شود . در زمان رضاخان پهلوی زنان  را فریب دادند و گفتند باید حجاب را از سرتان بردارید تا در فعالیت های اجتماعی و آبادانی کشور نقش ایفا کنید و بسیاری ساده لوحان و نادانان باور کردند و سالها که گذشت معلوم شد به دنبال بی حجابی ، بی عفتی و برهنگی و هرزگی همراه با روابط غیر اخلاقی و معاشرت های بی حد و حساب زن و مرد در جامعه ایران آن زمان رواج یافت و باز هم اینقدر تلقینات و تبلیغات ضددینی رایج بود که جمع زیادی از زنان و دختران تصور می کردند حجاب و پوشیدگی نشانه عقب ماندگی و جهل است!! البته با وقوع انقلاب اسلامی این روند بتدریج تغییر یافت ولی باز هم آنطور که باید اصلاح می شد ، نشد . مردان مسلمان به طور طبیعی نسبت به خانواده و ناموس خود غیرت دارند و اگر کسی به حریم خانواده و ناموس آنان تعرض و جسارت کند باعث خشم و ناراحتی می شود ، اگر پوشش و حجاب نباشد چگونه می توان از حریم خانواده خود مراقبت کرد؟ بحث حجاب و عفاف بسیار گسترده است و در یک مقاله کوتاه نمی توان به همه جوانب آن پرداخت ، کتاب «مسئله حجاب» استاد مطهری مرجع مناسب و گویایی برای مطالعه است.
کشورهای غربی (اروپا و آمریکا) از اواسط قرن بیستم توطئه گسترده ای را برای از بین بردن حریم زن و مرد و رواج روابط غیراخلاقی و بی قید و بندی آغاز کردند که هدف اصلی آن از بین رفتن خانواده و تغییر شکل جوامع انسانی بود و این روند را به تمام کشورهای جهان ، بخصوص کشورهای مسلمان گسترش دادند و متأسفانه به دلیل برخورداری از فن آوری های مدرن و رسانه ها و تبلیغات گسترده تأثیرگذار در کارشان به موفقیت های زیادی رسیدند. آنها از جنس زن به عنوان ابزاری برای لذت بردن مرد در تمام عرصه های عمومی جامعه استفاده کردند و وسیله ای برای جلب توجه و تبلیغات نظام سرمایه داری برای افزایش سود و فروش کالا و نقش زن در خانواده را کم رنگ و کم رنگ تر کردند ، در حالی که تعالیم عالیه اسلام بر ارزش نقش زن در خانواده تأکید اساسی دارد. مهاتما گاندی رهبر نهضت استقلال کشور هند جمله زیبایی دارد که می گوید : مادام که در اجتماع وجود زن تنها وقف لذت بخشیدن به مرد است ، ما همه باید به نام مرد سر از شرم به زیر افکنیم. آنگاه که انقلاب اسلامی ایران و نهضت بازگشت به اسلام پیش آمد باعث خشم و نفرت شدید آنان شد و تا کنون تمام تلاشهای گسترده خود را می کنند تا ریشه اسلام و اعتقاد به خدا و آخرت را بزنند. درک و مبارزه با این سیل و طوفان عظیم بنیان کن نیاز به آگاهی و بصیرت عمیق دارد که بسیاری از مردم امکان چنین آگاهی عمیقی را ندارند. اکنون جنگ با حجاب و دیگر مظاهر دینی از سوی دنیای غرب (به رهبری انگلیس و آمریکا و فرانسه) به شکل یک موضوع کاملاً سیاسی در آمده و متأسفانه اشخاص خائن و خود فروخته با هویت ظاهراً ایرانی در داخل و خارج از کشور در این زمینه فعالیت گسترده ای به راه انداخته اند. در این میان نیروهای مؤمن و انقلابی وظیفه و رسالت سنگینی دارند تا جلوی این حمله و هجوم گسترده بایستند و مانع از موفقیت آن شوند. پوشش و حجاب و حیای بانوان و دختران مسلمان ، چه در ایران و چه در کشورهای دیگر، یک «نه» بزرگ است به توطئه های خبیث آنان و یک مقاومت قابل تحسین در برابر حمله و هجوم دشمنان . اگر برانداختن حجاب در زمان رضاخان پهلوی اینقدر اهمیت داشت که به خاطر آن از پلیس و کتک زدن با باتوم و تیراندازی و کشتار مردم استفاده کنند ، قطعاً حفظ حجاب و پوشش هم آنقدر اهمیت دارد که به خاطر آن یک مبارزه و جهاد صورت گیرد و چنین نیست که آنطور که لیبرال ها و غرب زده ها می گویند آزادی عمل باشد که هرکه خواهد با حجاب باشد و هرکه خواهد بی حجاب و هرکه هم خواهد نیمه برهنه یا برهنه !!
لازم است به یک نکته اشاره کنم که یادآوری گذشته و تاریخ در درک و آگاهی انسانها بسیار مؤثر و مفید است و قرآن کریم هم بارها در آیاتی به ما توصیه کرده است که در «ارض» سیر کنیم و عاقبت گذشتگان را ببینیم (ممکن است معنی آن هم سیر مکانی باشد و هم سیر زمانی). یکی از خصوصیات تمدن مدرن و بینش غربی و پیروان و مریدان چنین تفکری «فراموش کردن گذشته» است که بارها از زبان اشخاص مختلف شنیده ام و این فراموش کردن خود نتایج سوء و خطرناک بدنبال دارد و مانع درک صحیح و آگاهی انسان می شود. در همین دنیای غرب و جوامع اروپایی تا اوایل قرن بیستم اگرچه بی حجابی بود ، ولی بی عفتی و برهنگی به این شکل زننده و شرم آور که تبلیغ و شیوع داده می شود نبود . فقط کافی است به تصاویر و نقاشی های قدیم اروپا و آمریکا نگاهی بیاندازیم . در بین عموم مردم و جمعیت زنان لباسهای پوشیده و بلند زیاد دیده می شد ، یا به لباسهای سنتی زنان ژاپن و چین و شرق آسیا که در گذشته رایج بود نگاهی بیاندازیم ، پوشیدگی قابل قبول و وقار و سنگینی خاصی در آنها دیده می شد و فقط پوشش سر نداشت (کافی است سریال تلویزیونی اوشین را که 30 سال پیش از تلویزیون خودمان پخش شد بیاد آوریم). چه شد که در چند دهه اخیر اینقدر حرکت آنها (دنیای غرب) به سوی رواج و تبلیغ برهنگی و بی حیایی پیش رفته است و لباسهایی که به عنوان مد در مجله ها و اینترنت و شبکه های ماهواره ای و غیره دیده می شود بخش زیادی از بدن را برهنه می نماید و واقعاً شرم آور است (و متأسفانه در جامعه ما هم این لباسها در بازار فروش و محافل و مهمانی ها شیوع یافته است)؟ اگر مردم گذشته را فراموش نکنند و همواره به اتفاقات در سیر زمان توجه کنند به آگاهی و بصیرت قابل توجهی می رسند که لیبرال ها و غرب زده ها و اربابان آنها نمی خواهند چنین درکی صورت گیرد. یکی باید از کسانی که می گویند باید گذشته را فراموش کرد بپرسد اگر بچه ای در سن کم شاهد قتل پدرش (یا دیگر اعضای خانواده) توسط شخص یا اشخاص جنایتکار و مهاجم باشد ، آیا وقتی بزرگ شد می تواند چنین حادثه تلخی را فراموش کند و با قاتل و قاتلان پدر و خانواده اش دوستی و همکاری کند؟ قطعاً که هیچکس به این سئوال جواب مثبت نخواهد داد ، پس چطور ما ایرانیان (و دیگر ملت های ستمدیده) که مورد حمله و جنایت و قتل عام اجدادمان توسط انگلیسی و آمریکایی های های مهاجم (یا دیگر دولتهای متجاوز و مداخله گر) قرار گرفته ایم ، بیاییم فراموش کنیم و با آنها دوستی و همکاری داشته باشیم و حتی از آنچه آنها از ما می خواهند اطاعت و پیروی کنیم ؟!!  انشاءالله که خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرماید.
والسلام علی من اتبع الهدی - 23 تیر ماه 1397





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :