تبلیغات
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک - وقایع این روزها (شهریور 1397)
 
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک
پنجشنبه 22 شهریور 1397 :: نویسنده : علی رسولی یزدی
بسمه تعالی
وقایع این روزها (شهریور 1397)
آنچه که در این روزها و ماهها در کشور ما و در جهان جریان دارد جای تفکر و بررسی فراوان دارد.اینکه در حال حاضر در یک مرحله حساس تاریخی قرار گرفته ایم کمترین تردیدی در آن نیست و نگاه تاریخی می تواند ما را از بسیاری سردرگمی ها و گمراه و گیج شدن ها نجات دهد ، در واقع نگاه تاریخی مانند این است که بر سفینه ای بنشینیم که در فضا به دور زمین می چرخد و زمین را از آن بالا نگاه کنیم که در چنین حالتی کلیت شکل و آرایش خشکی ها و دریاها با هم دیده می شوند و با نگاه از سطح زمین بسیار تفاوت دارد. متأسفانه بیشتر مردم جامعه ما با تاریخ چندان میانه و علاقه ای ندارند و همواره زمان نزدیک و اتفاقات کوتاه مدت را می بینند که خوب است کسانی که در امور فرهنگی و انسانی دستی در کار دارند مردم را به نگرش و آگاهی تاریخی بیشتر هدایت کنند.اکنون در ماه محرم هستیم که یاد آور قیام حسینی و وقایع عاشورای حسینی است که محافل و مجالس و نوشته ها و شنیده ها فراوان درباره آن سخن گفته اند و می گویند.اصل قیام حسینی بر «نه» گفتن به کفر و ظلم بود و ایستادگی در برابر یزید بن معاویه حاکمی ظالم و تحمیلی که با تمام فسادها و تباهی ها و کفر خود و ضدیت با دین و خاندان پیامبر  می خواست بر مسلمانان حاکم باشد و امام حسین (ع) را وادار به تأیید حاکمیت غاصبانه خود کند ؛ در این راه امام حسین(ع) راه مبارزه و جهاد را انتخاب کرد و اعلام کرد که من مرگ را جز سعادت و زندگی با ظالمان را جز ننگ و ذلت نمی بینم.در این راه امام و تمام یاران اندکش به شهادت می رسند و خاندان اهل بیت و یاران به اسارت در می آیند و مورد آزار های شدید قرار می گیرند ، ولی حرف حق جاودانه می شود.
اکنون هم وضعی مشابه داریم ، کفار و ظالمان حاکم بر جهان با تمام قدرت و توان در برابر اسلام و مسلمانان بپا خاسته و نظام جمهوری اسلامی ایران ایستاده اند و یک حرف بیشتر ندارند : یا تسلیم شدن کامل یا نابود شدن و تعارف و شوخی هم ندارند و علنی و آشکار می گویند.آنچه که اخیراً به شکل جنگ اقتصادی اتفاق افتاده و در جریان است در همین راستا است.دولتی روی کار می آید و به مردم وعده می دهد که با نتیجه گرفتن از مذاکرات انرژی اتمی مشکلات و گرفتاریها حل می شود و تحریم اقتصادی ایران پایان می یابد و شکوفایی اقتصادی می شود و ... ولی پس از چند سال نه تنها این تغییرات اتفاق نمی افتند و اصلاحی در امور نمی شود ، بلکه وضع بدتر و بدتر می شود.معلوم می شود آمریکا و چند دولت غربی طرف مقابل ایران ، مشکلشان با انرژی هسته ای نبود بلکه با تمامیت نظام ، انقلاب اسلامی ، اندیشه های برآمده از انقلاب اسلامی و گسترش آن به کشورهای دیگر و اساساً با اصل دین و اسلام بود.لازم به تکرار نیست که حرفهای جدید آنها در مورد قدرت نظامی ، موشک ها ، نقش ایران در سوریه و عراق و فلسطین و منطقه ، همرنگ نشدن با معیارهای انسانی غرب (باصطلاح حقوق بشر) و موارد دیگری که هنوز مطرح نشده چه بود ، نتیجه همه اینها این شد که فشارها بیشتر ، تحریم ها بیشتر ، تهدیدها بیشتر و جنگ روانی شدیدتر. در این میان نقش دلار به عنوان پول کثیف آمریکایی که همه جهان را گرفتار کرده است خود را نشان داد و ناگهان قیمت دلار بشدت رو به افزایش رفت که اکنون هم معلوم نیست حد نهایی آن کجا است.نکات بسیار مهم و اساسی در این میان وجود دارد و انشاءالله در مقاله ای جداگانه به نقد مکتب و نظام سرمایه داری خواهم پرداخت. با وجود اینکه مردم ما در انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و حفظ نظام تلاشها و فداکاریهای فراوانی کردند ولی متأسفانه باز هم خیانت و کج فکری و بیگانه دوستی و رویکرد به دشمنان در میان مردم دیده شد (البته منظور همه مردم نیست).تاریخ گذشته ما هم پر از خیانت و وطن فروشی و بیگانه پرستی بوده است و به اتکای همینها بود که انگلیس و آمریکا توانستند دهها سال در زمان قاجار و پهلوی بر کشور ما مسلط شوند. اگر اینقدر علاقه به جنس خارجی و واردات نبود که البته مسئولان و مدیران در این میان بیشتر پاسخگو هستند ، اگر اینقدر علاقه به سفر و گردش و تحصیل و کار در کشورهای غربی و آمریکا و کانادا و غیره نبود ، اگر اینقدر میل به مهاجرت آنهم فقط به آمریکا و کانادا نبود ، اگر اینقدر علاقه به فرهنگ و روش زندگی غربی و آمریکایی نبود ، اگر اینقدر علاقه به اسراف و تجمل و خرید و مصرف بی رویه نبود ، اگر اینقدر علاقه به تماشای شبکه های ماهواره ای نبود ، ... آیا باز هم دلار می توانست نقشی چنین تعیین کننده در اقتصاد ما پیدا کند تا جایی که همه چیز حتی آب خوردن هم با قیمت دلار محاسبه شود؟
در طول سالهای گذشته بارها رهبر بزرگوارمان گفتند ، کارشناسان و صاحب نظران اقتصادی و اجتماعی گفتند که باید روش و نگاه اقتصادی را تغییر داد و «اقتصاد مقاومتی» را برای اداره کشور در پیش گرفت ، اقتصادی که بر اساس تکیه به خود ، کار و تولید ، پرهیز از اسراف ، قناعت و صرفه جویی و انگیزه الهی به جای سودجویی و دنیا پرستی و دیگر آموزه های دینی استوار است ولی با کمال تأسف دولتمردان و مسئولان نشنیدند یا گوش نکردند. تکنوکرات ها و نئولیبرال هایی که تار و پود فکری آنها در کشورهای غربی بافته شده و از نظر آنها لیبرال سرمایه داری جهان غرب همه چیز است و ما هیچ!! باعث پیدایش این وضع اسف بار شدند و حالا مردم بگویند که جمهوری اسلامی هیچ کاری نمی تواند بکند و انقلاب اسلامی بشود نا کارآمد و باعث همه مشکلات ، خیر : اندیشه انقلاب اسلامی بسیار پویاتر و تواناتر از آنست که نتواند کشور را اداره کند و در مقابل دشمنان کم بیاورد.اندیشه انقلابی مردم و رزمندگان ما که جنگ تحمیلی هشت ساله با عراق را به نتیجه رساند و نگذاشت کشور سقوط کند و باعث شکست دشمنان شد ، آیا از پس تهاجم اقتصادی آمریکا و سلطه دلار بر نمی آید؟ آنچه باعث بی کفایتی و ناکارآمدی شد کنار گذاشتن اندیشه ها و شعارهای انقلاب بود نه خود انقلاب ، چرا بعضی از ما خود را دست کم می گیریم و احساس حقارت می کنیم؟ خداوند نگذرد از کسانی که غرب باوری و بیگانه پرستی را در ذهن مردم ایجاد و نهادینه کردند ، چرا اینقدر بیگانه دوستی ؟ مگر آمریکا و انگلیس و فرانسه و چند کشور قدرتمند دیگر چه هستند که بعضی اینقدر به آنها علاقه دارند و همه چیز خود را با آنها مقایسه می کنند؟ آیا از دوستی با آنها نفعی به ما می رسد یا باصطلاح چیزی گیر ما می آید که به فکر مذاکره هستند؟ بعضی کشورهای آفریقایی که سالها تمام کشور و منابع و ثروت خود را در اختیار کشورهای اروپایی و آمریکا گذاشتند چه به دست آوردند؟ 
شاعر بزرگ مان خواجه حافظ شیرازی می گوید :  
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد                       وانچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد
و بدینسان بعضی مردم و مسئولان و دولتمردان ما هم از بیگانگان همه چیز را می خواهند و باور ندارند که خود می توانند.حتی برخی کشورهای وابسته به لیبرال سرمایه داری اردوگاه غرب هم شاید به این شدت تفکر وابستگی نداشته باشند و در مواردی استقلال فکر و عمل از خود نشان دهند.
نگاهی به آنچه تا کنون پیش آمده می طلبد که وقایع گوناگون را کنار هم بگذلریم و جدا جدا نگاه نکنیم. از سی سال پیش که بحث توسعه و سازندگی پیش آمد ، تکنوکرات ها و نئولیبرال ها که به عنوان مدیر و کارشناس و مشاور در بدنه دولت و نظام بودند گفتند که باید شعارهای انقلاب را کنار گذاریم و درهای خود را به روی دنیا (کدام دنیا؟) باز کنیم ، شعار آزاد سازی واردات و پیوستن به تجارت جهانی مطرح شد ، شعار آزاد سازی قیمت ها و سپردن به بازار (کدام بازار؟) مطرح شد ، آزاد سازی قیمت ارز مطرح شد ، توسعه بی رویه و نسنجیده مثل سد سازیهای بی حساب و کتاب و ... حالا بعد از سی سال نتیجه همه اینها را می بینیم : گرانی افسار گسیخته و بی حد و حساب کالاها و ارز و همه چیز ،  گرانی عجیب مسکن به نحوی که خانه داشتن به افسانه تبدیل شود ، متوقف شدن تولید ، بیکار شدن جمع کثیری از انسانهای فعال ، تحریم گسترده کشورمان از سوی دولت های مختلف جهان ، خشک شدن چاههای آب و تالاب ها و تولید کانونهای گرد و خاک و ... 
اینها همه به ما می گویند که یا نادانی و جهالت و بی فکری در کار بوده یا فریب خوردن از افراد خائن و دشمن کشور و نظام یا کارهای عمدی از سوی عده ای خائن و سرسپرده. شکی نیست که آمریکا و دولتهای غربی در تمام چهل سال گذشته حتی یک روز هم از طراحی و برنامه ریزی برای سقوط و شکست انقلاب اسلامی و نظام بیکار نبودند و به طور شبانه روزی و ساعتی برای شکست و نابودی ما برنامه ریزی می کردند. چرا بسیاری از مدیران ما فریب خیانتکاران به خود و نفوذی های آنها را خوردند؟ اگر اشخاصی هم در سطح مدیران و مسئولان و هم در سطح مردم و افکار عمومی برای توسعه مصرف و واردات کار و تبلیغ کردند تا جایی که کمتر کسی به کالاهای ایرانی توجه کند و همه نیازها ، اعم از ساده و پیچیده وارداتی شوند ، حالا به تحریم گسترده کشورمان توسط آمریکا و همپیمانان رسیده که نشود هیچ کالایی وارد کرد و نتیجه اش متوقف شدن کار و تولید و خدمات در کشور و افزایش تعداد بیکاران شود ، آیا این همان نیست که دشمنان می خواستند تا انقلاب اسلامی متوقف شود؟
روی دیگر قضیه این بود که همه اقدامات عملی و تبلیغی و روانی برای جلوگیری از تولید داخلی به کار رفت تا کارخانه ها و کارگاهها یکی یکی تعطیل و ورشکست شوند (اخیراً هم به علت گرانی های شدید و نایاب شدن مواد اولیه) تا هم به جمع بیکاران اضافه شود و هم زندگی جاری مردم متوقف شود. آنچه که در بحث مذاکرات هسته ای با قدرتهای بزرگ در مورد جلوگیری از تولید اورانیوم توسط کشورمان مطرح شد در واقع نمونه ای بود از کلیت یک موضوع ، آمریکا و دولتهای اروپایی حتی با تولید آهن و فولاد و سیمان یا کالاهای ساده روزمره مثل صابون و مایع ظرفشویی و ... هم توسط خودمان مخالف هستند و حرف حسابشان!! این است که شما ایرانیان حق تولید هیچ کالایی را ندارید و باید همه نیازهای خود را وارد کنید و از ما بخرید (که حالا هم تحریمتان کرده ایم و نمی فروشیم و اجازه نمی دهیم از هیچ دولت و کشور دیگری هم بخرید)!! این چه منطق زورگویانه ای است؟ چطور بسیاری از مردم ما باز هم اروپا و آمریکا را دوست دارند و آنها و جهان سرمایه داری را نماد ترقی و پیشرفت می دانند؟
یکی از بدترین اشتباهات و سوء مدیریت هایی که پیش آمد توسعه بی حد و حساب بانک ها و مؤسسات مالی بود که اخیراً برخی از آنها پول های مردم را بالا کشیده و اعلام ورشکستگی کرده اند. این کار هم حساب شده و تحت تأثیر عناصر پلید نفوذی بود که فکر این روزها را کرده بودند. بارها فکر می کردم که که وجود اینهمه بانک در خیابانها چه ضرورتی دارد؟ برخی گزارشات می گویند که ایران بیشترین تعداد بانک ها و شعبه های آنها را در میان کشورهای جهان دارد ، خوب شد از این نظر اول شدیم!! وجود اینهمه بانک آتشی بود زیر خاکستر که ناگهان خود را نشان داد و معلوم شد که اختیار حجم عظیم پول در گردش کشور و تورم و قیمت ارز و طلا و غیره فقط در اختیار این بانک ها (و عوامل نفوذی در بازار) است که گویا از حوزه اختیارات نظام جمهوری اسلامی خارج هستند. چه کسانی و با چه توجیه و منطقی حجم پول نقد کشور را سه برابر کردند؟ اصلاً کدام اصل و قاعده اقتصادی (حتی اقتصاد سرمایه داری) تا به حال گفته که حجم پول در گردش همواره باید زیاد شود آنهم با این شدت؟ وجود اینهمه بانک که فقط به سودآوری خود فکر می کردند قطعاً عامل اصلی در افزایش بی حد و حساب حجم پول کشور است ، وقتی که مردم هم تمایل پیدا کنند پول خود را در بانک ها گذاشته و سود دریافت کنند و هیچ کاری نکنند. یکی از خصوصیات نامطلوب اجتماعی ما در طول دهها سال همین بود که برخی مردم که کم هم نبودند می خواستند در خانه بنشینند و کار نکنند و سود پول خود را دریافت کنند. بانک از کجا باید چنین سودی فراهم کند؟ فعالیت های تولیدی که چنین سودهایی نمی دهند ، پس دو راه بیشتر نمی ماند ؛ یا از محل بهره های سنگین وام های پرداختی به مردم ، به عده ای دیگر سود داده شود یا این که پول چاپ شود و به مردم سود داده شود . نتیجه راه دوم می شود همین افزایش حجم پول و گرانی های بدنبال آن ؛ این واقعیت اقتصادی ثابت شده که هر زمان حجم پول زیاد شود ، قیمت ها هم افزایش پیدا می کند.
وقایعی که اتفاق افتادند براستی پیچیده بودند و تحلیل آنها هم ساده نیست.یکی از اتفاقاتی که اخیراً افتاد این بود که بخش زیادی از ارز و طلای کشور به عنوان کاهش قیمت ها به دست مردم افتاد و از دسترس سیستم اقتصادی کشور خارج شد که اشتباه بسیار بزرگی بود ، یکی از خود بپرسد آیا براستی مردم به خرید میلیاردها دلار ارز نیاز داشتند که چنین آسان در اختیارشان قرار گیرد و آنگاه با فروش آن به قسمت بسیار بالاتر ، به سودهای باد آورده و غیر قابل تصور برسند؟ کجا رفت آن روحیه مردم ما در دهه شصت ، آن زمان که اینقدر همه به فکر خود و سود کلان خود و راحتی و رفاه خود نبودند و به فکر کشور و انقلاب و سرنوشت جنگ بودند؟ کجا رفت آن روحیه ای که دسته دسته جوانان را به جبهه های جنگ می فرستاد تا از کشور و نظام دفاع کنند؟ حالا به جای آن روحیه ای شدیداً خود خواهانه و خود پرستانه نشسته که هر کسی به دنبال راهی است تا به درآمد و سودی کلان و باد آورده برسد (و اینجا دیگر صحبت فقط از مسئولان و مدیران نیست بلکه همه مقصرند). هزارها دلار بخر و در کنج خانه بگذار و بعد به قیمت بالاتر بفروش ، صدها سکه طلا (که هیچ نیازی نداری) بخر و در گوشه ای بگذار و بعد به قیمت بسیار بالاتر بفروش و آنگاه افتخار کن که چقدر فرد موقعیت شناس و زرنگ و دانا و موفقی هستم و باید مرا تحسین کرد و از من یاد گرفت!! زهی خجالت و ننگ از چنین روحیه و صفاتی ؛ آیا با این روحیه می توان امور اقتصادی و اجتماعی کشور را اصلاح کرد؟
چه باید کرد؟ راه روشن است فقط باید باور کرد و عمل کرد : راه انقلاب اسلامی ، راه امام خمینی که گفته ها و نوشته های بزرگ و ارزشمندش در دسترس هستند ، توجه به عرایض و رهنمودهای رهبر بزرگوار و خردمندمان ، نگاه به گذشته و عبرت آموزی ، فراموش کردن فرهنگ راحت طلبی و مصرف زدگی و تجملات ، ساده زیستن و قانع بودن ، به خدا و آخرت فکر کردن (که اندیشه لیبرال سرمایه داری شدیداً با آن مخالف است) ، به ظهور و قیام امام زمان فکر کردن و از دشمنان نترسیدن و خود را گم نکردن ، کنار گذاشتن خود خواهی و من پرستی و خیلی موارد دیگر.
در پس وقایع و اتفاقاتی که پیش آمد  آنچه به وضوح می توان دید این است که دشمنان خارجی نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران یک حرف بیشتر ندارند و اگر صحبت از مذاکره می کنند ( که مقام رهبری آن را رد کردند و متأسفانه برخی جریانات سیاسی سخن از آن می گویند) ، حرف حساب و نهایی شان این است که اول خلع سلاح کامل شویم ، بعد نظام جمهوری اسلامی بطور کامل تغییر کند و خودشان برای ما حکومت تعیین کنند ، بعد تمام اشخاص و جریاناتی که در خدمت انقلاب و نظام بودند محاکمه و مجازات شوند و پس از همه اینها قوانین تغییر کرده ، ریشه دین و دینداری زده شود و عمل به شعائر دین مثل عبادت و زیارت و حجاب ممنوع و عمل به آنچه آنها می گویند (یعنی کفر و گناه) اجباری شود ، فرهنگ جامعه بطور کامل تغییر یابد و حتی زبان و خط عوض شود ، هویت ایرانی از بین برود و ایران به چند کشور تقسیم شود و در نهایت مردم ما چون اسیرانی در بند آنها زندگی کنند که در ازای اطاعت کامل و بی چون و چرا ، تنها لقمه نانی جلویشان انداخته شود و هرتحقیر و ذلتی را بپذیرند . پس بگوییم آنچه که امام حسین (ع) گفت : هیهات من الذلة
انشاءالله که هرچه زودتر امام زمان (ع) را ببینیم و به همه این رنج ها و دردها و شر دشمنان پایان داده شود.
والسلام علی من اتبع الهدی - 24 شهریور 1397




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :