تبلیغات
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک - وقایع این روزها (دی ماه 1397)
 
با هم بیاندیشیم : یادداشت های یک پزشک
بسمه تعالی
وقایع این روزها (دی ماه 1397)
با توجه به گذشت چهار ماه از مقاله قبلی که در این مدت فرصتی برای نگارش مقاله پیش نیامد ، اکنون نگاهی بیاندازم به آنچه که این روزها دیده و شنیده می شود و براستی که در مقطع زمانی حساس و تعیین کننده تاریخی قرار گرفته ایم . در این زمان بلاخره باید روشن شود که راه ادامه زندگی بشر به کجا خواهد رسید و سرنوشت انسان اشرف مخلوقات خداوند چه خواهد شد . اکنون یک رویارویی تمام و کمال بین ما و نظام جمهوری اسلامی با قدرتهای بزرگ جهان به رهبری دولت آمریکا و هم پیمانان آنها در جریان است و صورت بیرونی آن فشار شدید اقتصادی و گرانی ها و تحریم های گسترده نظام سرمایه داری علیه ما است که کار و زندگی مردم را مشکل و سخت نموده است . نظام سرمایه داری سلطه گر از ابتدای قرن بیستم نقشه محو و نابودی اسلام و مسلمانان در کل جهان را داشت که شروع این حرکت با شکست امپراطوری عثمانی و انحلال و تجزیه آن به چندین کشور شروع شد (1918) و با جنبش صهیونیسم و تشکیل کشوری ساختگی به نام اسرائیل (1948) ادامه یافت. گرچه بخش عمده ای از قرن بیستم صرف جنگ سرد بین دو ابر قدرت سرمایه داری و کمونیسم (کشور شوروی) گذشت ، ولی هدف هر دو محو و ریشه کنی اسلام از کل جهان بود . ابر قدرت شرق و اردوگاه کمونیسم که مبارزه با دین و خداپرستی به طور کلی مورد نظرشان بود (تحت عنوان اینکه دین فریب توده های مردم است) و ابر قدرت سرمایه داری غرب که به دروغ خود را مسیحی معرفی می کرد و در باطن او نیز با دین داری و خداپرستی مخالفت کامل داشت و هدفش جهانی با انسانهای خود خواه و مادی و بی خدا و بی دین بود ، بخصوص مشکل اصلی شان اسلام و مسلمانان بود که بزرگترین مانع برایش حساب می شدند . برنامه این بود که در طول قرن بیستم بتدریج دامنه قدرت و نفوذ اسرائیل و آمریکا در آسیا و شرق جهان گسترش یابد و همه کشورها و ملت های مسلمان زیر تسلط آنان قرار گیرند و نشانی از اسلام و مسلمانی باقی نماند و همه لائیک و بی دین شوند ، آنطور که آنها می خواستند .  آنچه که این معادله را بر هم زد انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی بود که اکنون به چهل سالگی رسیده است . در این مدت ابر قدرت کمونیسم از صحنه خارج شد و ابر قدرت سرمایه داری همچنان باقی ماند که او نیز چون گذشته نیست . آمریکا دیگر مثل دهه های 1950 تا 1970 نیست که هر تصمیمی می گرفت به سرعت به اجرا در می آمد (مثل کودتای 1332 علیه مصدق یا کودتای 1972 میلادی علیه سالوادور آلنده در شیلی و دیگر موارد). اکنون هم هنوز بخش عمده ای از کشورهای جهان تابع بی چون و چرای آمریکا هستند و به واسطه همین است که تحریم های گسترده علیه دولت و کشور ما به اجرا درمی آید . در زمان حاضر دو ابر قدرت روسیه و چین عامل نگرانی آمریکایی ها شده اند که سیاست هایشان با آمریکا همراهی ندارد و این یک فرصت خوب برای جمهوری اسلامی است  که ای کاش مسئولان و مدیران درک می کردند. آمریکا از برجام خارج شد و دولتمردان ما منتظر اروپایی ها هستند که تحریم علیه ما را بردارند و روابط اقتصادی برقرار کنند ، در حالی که این تصور ساده لوحانه و جاهلانه است . مجموعه کشورهای اروپا نه فقط تابع و دنباله رو آمریکا هستند ، بلکه اساساً جزء مهمی از حلقه سرمایه داری سلطه گر جهان محسوب می شوند که خواسته ها و اهدافشان هیچ تفاوتی با آمریکا ندارد و فقط با هم تقسیم کار کرده اند (مثل حلقه وفاداران فراماسونری). این ساده لوحی و خوش باوری اوضاع اقتصادی و اجتماعی ما را بحرانی تر خواهد کرد و باید اروپا و غرب را فراموش کرد . متأسفانه از زمان قاجار و پهلوی با نفوذ گسترده انگلیسی ها و فرانسوی ها و نیز آمریکایی ها ، بخش بزرگی از جامعه ما که به نام روشنفکران شناخته می شد گویا توسط آنها جادو شده بود و اساساً تصور بر این بود که ما باید همانطور فکر کنیم و حرف بزنیم و راه برویم که آنها می خواهند .  باور بر این بود که آنها متمدن و پیشرفته و با فرهنگ هستند و ما عقب مانده و بی تمدن و بی فرهنگ و تا مثل آنها نشویم جزء «آدم ها» حساب نمی شویم !! متأسفانه این طرز فکر و قضاوت همچنان ادامه دارد و بخشهایی از جامعه بخصوص دانش آموختگان و اهل فن و تکنیک (باصطلاح تکنوکراتها) همچنان همین برداشت و قضاوت را دارند و برداشت آنها به سایر بخشهای جامعه هم گسترش یافته است. اکنون مشکل می توان با دارندگان و معتقدان به چنین طرز فکری بحث و گفتگو کرد و آنها را از در اشتباه بودن آگاه و قانع کرد و همچنان بخش عمده ای از مدیران و کارگزاران اقتصاد و سیاست ما فکر می کنند باید رضایت غربی ها را به دست آورد. سی سال پیش پس از خاتمه جنگ تحمیلی این طرز فکر لیبرال ها و تکنوکراتها بر سیاستهای اقتصادی و صنعتی و توسعه کشور حاکم شد و توجیه آن لزوم بازسازی خرابیهای کشور پس از جنگ بود . آنها می گفتند با طرز فکر انقلابی نمی توان اقتصاد و صنعت کشور را سرو سامان و توسعه داد و لازمه توسعه پیروی از راههایی است که جهان غرب نشان می دهد و در این راستا می گفتند باید موانع بهبود روایط با غرب را برداشت و شعارهای انقلابی و اسلامی را کنار گذاشت . در این سی سال کارهای زیادی انجام شد و چهره جامعه و کشور تغییر کرد ، متأسفانه به موازات آن نگاه انقلابی و جهادی و خود کفایی هم به کنار زده شد و حالا می بینیم شهرهایمان پر شدند از ساختمانهای بلند و خیابانها و بزرگراهها و انبوه خودروها و مراکز بزرگ خرید لوکس و تجملی و  انبوه کالاهای مصرفی و ... طرز فکر وابستگی و بی ارادگی در برابر غرب هم در میان نسلهای جوان ما توسعه یافت . اکنون که ثابت شد با کوتاه آمدن در برابر آمریکا و دنیای غرب مشکلات اقتصادی و غیره حل نمی شود و آنها همچنان به فشارها و محدودیت ها علیه ما ادامه می دهند ، باز هم اکثر افراد جامعه راه اصلاح وضع موجود را در کوتاه آمدن و تسلیم شدن در برابر قدرتهای غربی می دانند و اندیشه انقلاب اسلامی را مقصر وضع موجود می دانند . در این میان گروهها و جمعیتهایی هستند که بر خلاف این تفکر ، ادامه راه انقلاب اسلامی و مقاومت در برابر دشمنان را راه نجات می دانند و مقام بزرگوار رهبری هم بارها تأکید کردند و گفتند. افسوس که صدای این گروه در میان صداهای بلند گروههای دیگر بسختی شنیده می شود یا شنیده نمی شود . مسئله «نفوذ» مدتی است که مطرح شده و در محافل مختلف گفته می شود . پس از پیروزی انقلاب اسلامی جمعیتی که تعدادشان هم کم نبود بشدت ناراضی شدند و پیوسته از نظام و روحانیت و امام و خط امام بدگویی می کردند و محافل خارجی هم همسو با آنها بودند (که عمدتاً رادیوها و رسانه های خارجی بودند). اینها آنقدر در تنفر از انقلاب اسلامی و شعارهای آن و اسلام و روحانیت گفتند و تبلیغ کردند که بتدریج بخشی از مردم را بسوی خود کشاندند و بسیاری از این اشخاص هم به کشورهای دیگر (عمدتاً اروپا و آمریکا) رفته بودند ؛ مشکل آنها این بود که سخن از حکومت اسلامی شده بود و سخن از احکام اسلام مثل ممنوعیت مشروبات الکلی ، الزام به رعایت حجاب ، جلوگیری از مراکز عیش و نوش و فساد ، جلوگیری از بی بند و باری و خیلی موارد دیگر. بتدریج این گروه به نتیجه رسیدند که  بیایند در کشور و مراکز تصمیم گیری نفوذ کنند و بر علیه شعارهای انقلاب اسلامی و اهداف نظام برنامه ریزی کنند و متأسفانه موفقیت های زیادی هم به دست آوردند. آنها نفوذی و جاسوس تربیت کردند و به تمام مراکز اقتصادی و فرهنگی و اداری و آموزشی و غیره فرستادند و بر پدیده ای به نام NGO (سازمانهای مردم نهاد) تأکید کردند که در واقع منظور این بود که از نظارت حاکمیت نظام خارج و خودمختار باشد. شعارهایی چون آزادی های مدنی و کارآفرینی و جریان آزاد اطلاعات و غیره را مطرح کردند و جمع زیادی از جوانان جذب این شعارهای فریبنده شدند. یک اشکال بزرگ در این میان این بود که برخی مسئولان و مدیرانی که جزئی از نظام و انقلاب اسلامی بودند به دلیل نقطه ضعف ها یی که داشتند دانسته یا نادانسته فریب این اشخاص را که در اصل ضد انقلاب و اپوزیسیون بودند خوردند . این اشخاص ضدانقلاب و فاقد اعتقاد دینی تحت عنوان کارشناس و مشاور در امور مختلف اقتصاد و صنعت و بانک و فرهنگ و آموزش و کشاورزی و آب و محیط زیست و سلامت و بهداشت و غیره می آمدند و حالا بسیاری از اینها آشکار و عیان شده است. آنها از راه سمینار و کنگره و سخنرانی و ... افکار خود را منتقل می کردند و سرسپردگان و خودباختگان حرفهای آنها را کلمه به کلمه ترجمه کرده و به اجرا در می آوردند و تصور می کردند دعوت از اینها یعنی کنار گذاشتن تنگ نظری و انحصار طلبی و ... مدتها باید می گذشت تا برخی شواهد نشان می داد که اینها دارند چه می کنند. خودیهای غافل یا راحت طلب و پشیمان از انقلابی بودن به دست خود مسیر انقلاب اسلامی را به دست ضدانقلاب دادند و نتیجه سیاستها شد تورم ، گرانی ، بیکاری ، تعطیلی صنایع ، افزایش واردات بخصوص واردات قاچاق ، خشکیدن منابع آب ، تغییرات محیط زیست و مختل شدن کشاورزی و حالا هم گرانی هرچه بیشتر ارز و مسکن و کالاها و تنگ شدن عرصه زندگی بر مردم و آنگاه بیایند بگویند تقصیر انقلاب اسلامی است !! براستی اگر به آرمانهای انقلاب اسلامی عمل می شد و درها به روی غریبه ها باز نمی شد هم پیشرفت می کردیم و هم تورم و گرانی و بیکاری نداشتیم و اینها همه شدنی بود . براستی فکر کرده ایم از دهه هفتاد تا کنون چه گذشت؟ بیاد می آورم هر چهار یا پنج سال قیمت ها دو تا سه برابرمی شد . قیمت مسکن از سال 1370 تا 1373 دو برابر ، از 1373 تا 1379 سه برابر ، از 1379 تا 1382 دو برابر، از 1382 تا 1386 سه برابر ، از 1386 تا 1392 دو برابر و اکنون هم از 1392 تا 1397 دو برابر شده است ، یعنی در طول 27 سال قیمت مسکن 144 برابر شده است (در تهران بیش از این افزایش یافته است). بقیه کالاها افزایش کمتری داشته اند و برخی هم به موازات مسکن بوده اند. قیمت خودرو در سالهای دهه هفتاد شتاب زیادی داشت و پس از آن افزایش قیمت در فواصل زیادتری اتفاق می افتاد. برای مثال قیمت یک دستگاه خودرو پراید در سال 1372 که تازه به بازار آمده بود یک میلیون و هشتصد هزار تومان بود و دو سال بعد به 3 میلیون رسید (مقایسه کنیم با حقوق حداقلی آن زمان که معادل 100 تا 200 ماه حقوق می شد). این قیمت بتدریج تا سال 1385 به 9 میلیون رسید . جهش قیمتی سال 1392 این رقم را به 20 میلیون رساند (معادل 20 تا 40 ماه حقوق) و اکنون نیز بین 30 تا 40 میلیون تومان است (معادل 25 تا 35 ماه حداقل حقوق). نوسانات نرخ ارز هم در 30 سال اخیر جالب توجه است که همه مربوط می شود به سیاست های نئولیبرال ها و تکنوکرات ها (نرخ دلار از سال 1368 تا امروز یعنی 1397 حدوداً90 برابر شده است). در سالهای گذشته انبوهی بانک و مؤسسه مالی تأسیس شدند که حالا معلوم شد جز زیاد کردن حجم پول و ایجاد تورم شدید هیچ نقشی نداشتند. آنها باعث شدند هرچه بیشتر پول چاپ (تولید) شود و مردم را فریب دادند که به سرمایه های آنها سود می دهند که ای کاش اینهمه بانک ساخته نمی شد و اینهمه حجم پول زیاد نمی شد.
برخی اظهارنظر کنندگان  می گویند که در برخی کشورها که عمدتاً کشورهای مرفه و ثروتمند غربی هستند تورم وجود ندارد یا بسیار اندک است و از بی ثباتی اقتصاد ایران و تورم همیشگی و گرانی مداوم سخن می گویند که باید بگویم تورم و گرانی و بی ثباتی نه حاصل انقلاب اسلامی و سیاستهای اسلامی است که این اظهار نظر کنندگان می گویند ، بلکه حاصل سیاستهای سرسپردگان همان غرب و نئولیبرال ها است که مثلاً بدنبال توسعه و پیشرفت بوده اند (نه به دنبال اجرای سیاستهای اسلامی و انقلابی که اساساً با آنها مخالف بودند) ، همان غربی که از ثبات و آرامش اقتصادی اش سخن گفته می شود. نئولیبرال ها که همان حاکمان فعلی اقتصاد اروپا و آمریکا هستند چه می گویند؟
نئولیبرالیسم نوعی نئوتوتالیتاریسم یا نئودیکتاتوری است ، همان بازار قدرت طلب و پول محور و پا به پا و همراه با تکنوکرات ها. 1-اصل اول آن قانون بازار است و بازار هر مداخله ای در کار خود را سرکوب می کند و اختیار مطلق دارد، آزاد کردن قیمت ها و حذف یارانه ها جزئی از همین سیاست است (دیکتاتوری بازار).
2-اصل دوم نئولیبرالیسم این است که دولت ها نباید بابت آموزش و بهداشت و سلامت پول خرج کنند چرا که سوددهی ندارد و به معنی دورریختن پول است!! 
3-اصل سوم آنها حذف هرگونه قوانین و مقررات مخالف سودرسانی است که مثلاً اگر تأسیس هتلی یا کارخانه ای در کنار یک رودخانه باعث آلودگی آب رودخانه و آسیب سلامت عمومی می شود ، نباید مانع شد و به هر قیمتی باید آن مکان ساخته شود و سودرسانی دهد یا تخریب جنگل ها و مزارع برای ساخت و ساز آپارتمان و ویلا و ... 
4-اصل چهارم نئولیبرالیسم واگذاری همه امور به بخش خصوصی است (نه واگذاری به مردم بلکه واگذاری به سرمایه داران و ثروتمندان صاحب قدرت که دولت توانایی کنترل آنها را نداشته باشد و برای سوددهی هر کاری بکنند) و اصل پنجم آنها هم مسئولیت و انگیزه فردی است با نفی منافع جمعی و مسئولیت اجتماعی که هر شخص مختار است برای منافع خود و اطرافیان ذی نفع خود هر کاری انجام دهد ولو اینکه به جامعه و مردم ضرر برساند. 
ملاحظه کنیم چه طرز فکر مخرب و ویرانگری که از هر کفر و شرکی بدتر است. چطور می توان به این روش ها عمل کرد و آنگاه تقصیر را به گردن انقلاب و نظام و اسلام و مسلمانی انداخت؟!! فضای مسمومی که نفوذی ها (در واقع خرابکاران که اصطلاح رایج قدیم بود) ایجاد کرده اند تشخیص حقیقت را بسیار مشکل می کند و مردم هم که وقت و حوصله زیاد ندارند تا به دنبال ریشه یابی وقایع موجود بروند و مخالفان هم که با وسائل تبلیغاتی و رسانه ای آنچنان اذهان مردم را پر می کنند که مهار ذهن و فکر مردم را به دست خود می گیرند. اقدامات مخاطره آمیز و مخرب نفوذی ها  با تأثیرگذاری بر تکنوکرات ها و لیبرال منش ها و نادانان داخلی باعث بهم ریختگی اوضاع کشور می شود و در این میان دشمنان انقلاب و همراهان داخلی آنها ندا می دهند که تنها راه نجات تسلیم شدن بی قید و شرط در برابر آمریکا و غرب و اظهار پشیمانی از انقلاب کردن و سپردن تمام امور کشور به دست آنها است !! همان چیزی که چهل سال است فریاد می زنند و گوش مردم ما را پر کرده اند. افسوس که بسیاری از ما دیر یا زود مقاومت خود را از دست می دهیم که اگر به مقاومت ادامه دهیم بلاخره با هر سختی به پیروزی می رسیم و انشاءالله چنین هم بشود.آمریکا و سلطه گران غرب چهل سال است که با انقلاب و نظام ما مشکل دارند و همه تلاشها را برای براندازی و سرنگونی ما انجام داده اند. اکنون به سالگرد چهل سالگی انقلاب اسلامی رسیده ایم و توانمندی های ما بسیار بیشتراز گذشته است و به عنوان قدرت منطقه ای مطرح هستیم. آمریکاییها برای ما شرط گذاشته اند که در امور منطقه دخالت نکنیم . زهی حیرت و زهی تعجب !! آنها 12000 کیلومتر با منطقه ما فاصله دارند و اینجا را متعلق به خود می دانند و به ما می گویند بنشینید کنار و دخالت نکنید!! پس ما هم برویم به خلیج مکزیک و دریای کارائیب و به آمریکاییها بگوییم اینجا مال ما است و شما حق دخالت ندارید.
وضع اقتصاد و کار و پول ما بهم ریخت آنگاه که نفوذی های آنها و جاهلان و سرسپردگان آنها با فرمول ها و روشهای آمریکاییها و غربی ها عمل کردند و اگر بر طبق روشهای اقتصاد و مدیریت اسلامی و برآمده از مکتب اسلام عمل می کردیم هرگز چنین گرفتاریهایی پیدا نمی کردیم . حالا چگونه به اظهارنظر کنندگان مختلف ثابت کنیم که روش اسلام چنین نبود که عمل شد ، بگذریم. اکنون آمریکاو امپریالیسم جهانی ما را از جبهه های متعدد مورد حمله قرار داده اند و اگر به ظاهر قضیه نگاه کنیم شاید موفق شوند ، ولی ما باید آگاهی و هوشیاری خود را بالا ببریم و با روشهای نفوذی و تخریبی آنها مبارزه جدی کنیم که این کار هم به عهده مردم است و هم مسئولان و حاکمیت. باید راههای نفوذ را بشناسیم ، حرف هر تازه واردی که از پیشرفت علم و فن آوری نوین و توسعه اجتماعی و ... می گوید باور نکنیم و جای شک را همیشه در گوشه ذهن خود داشته باشیم. چه بسا شخص یا مجموعه ای برای بعضی از ما مثلاً یک نرم افزار کامپیوتری برای بهبود کسب و کار و امور اداری و غیره معرفی کنند ولی پشت آن توطئه ای باشد برای نفوذ و برنامه ریزی علیه ما یا جذب ما بسوی دشمن. به اینهمه مهاجرت به خارج از کشور که عمدتاً به آمریکا و کانادا است به دیده شک و تردید بنگریم که معلوم نیست پشت اینهمه جذب جوانان ما به آنجا چه نهفته است. باور کنیم که قدرتهای بزرگ با فشار و شدت هرچه تمام تر با ما در حال جنگ هستند و این جنگ را باور کنیم. خود را باور کنیم ، بدانیم که کشور ایران اسلامی باید برپا و مستقل و قدرتمند بماند و مدام حرفهای آنها علیه خود را تکرار نکنیم که این چه کشور و ملتی است . انقلاب اسلامی و رهبر بزرگ خود را بشناسیم و باور کنیم (منظور جوانان است که دوران انقلاب را ندیده اند). اعتقادات دینی و الهی خود را محکم کنیم و به خدا توکل کنیم که انشاءالله قیام امام زمان (ع) نزدیک است.
والسلام علی من اتبع الهدی- 21 دی ماه 1397
  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :